برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤ - محتوا و فضيلت سوره
(آيه ١٥)- به دنبال بحثى كه در آيات گذشته پيرامون طغيانگران كافر و مزاحمت آنها نسبت به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و نمازگزاران آمده بود، در اينجا آنها را زير رگبار شديدترين تهديدها گرفته، مىفرمايد: «چنان نيست» كه او مىپندارد (كلا).
گمان مىكند مىتواند پا بر گردن پيغمبر به هنگام سجده بگذارد و او را از اين برنامه الهى باز دارد.
«اگر دست (از اين جهل و غرور خود) بر ندارد ناصيهاش [- موى پيش سرش] را گرفته» و با ذلّت و خوارى به سوى عذاب مىكشانيم (لئن لم ينته لنسفعا بالناصية).
(آيه ١٦)- «همان ناصيه دروغگوى خطاكار را»! (ناصية كاذبة خاطئة).
در روايتى مىخوانيم: هنگامى كه سوره «الرحمن» نازل شد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به يارانش فرمود: چه كسى از شما اين سوره را بر رؤساى قريش مىخواند؟
حاضران در پاسخ كمى سكوت كردند، چرا كه از آزار سران قريش بيمناك بودند.
«عبد اللّه بن مسعود» برخاست و گفت: اى رسول خدا! من اين كار را مىكنم ...
ابن مسعود كه جثهاى كوچك داشت و از نظر جسمانى ضعيف بود برخاست و نزد سران قريش آمد، آنها را در گرد كعبه جمع ديد، تلاوت سوره الرحمن را آغاز كرد.
«ابو جهل» برخاست و چنان سيلى به صورت او زد كه گوش او پاره شد، و خون جارى گشت! ابن مسعود گريان به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد، هنگامى كه چشم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او افتاد، ناراحت شد، ناگهان جبرئيل نازل شد در حالى كه خندان و مسرور بود.
فرمود: اى جبرئيل چرا مىخندى در حالى كه ابن مسعود گريان است؟
عرض كرد: به زودى دليل آن را خواهى دانست.
اين ماجرا گذشت، هنگامى كه مسلمانان روز جنگ بدر پيروز شدند ابن مسعود در ميان كشتههاى مشركان گردش مىكرد، چشمش به ابو جهل افتاد، در حالى كه آخرين نفسهاى خود را مىكشيد، ابن مسعود روى سينه او قرار گرفت