برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣ - محتوا و فضيلت سوره
اسبان مجاهدانى كه چنان با سرعت به سوى ميدان نبرد حركت مىكنند كه از اثر برخورد سمّ آنها به سنگهاى بيابان جرقهها مىپرد، يا شترانى كه بسرعت به مواقف حج مىدوند و سنگها و ريگها از زير پاى آنها پريده و بر اثر برخورد به سنگهاى ديگر توليد جرقه مىكند.
(آيه ٣)- سپس در سومين سوگند، مىفرمايد: «و سوگند به هجوم آوران سپيده دم» (فالمغيرات صبحا).
(آيه ٤)- سپس به يكى ديگر از ويژگيهاى اين مجاهدان و مركبهاى آنها اشاره كرده، مىافزايد: آن چنان بر دشمن هجوم سريع مىبرند «كه گرد و غبار به هر سو پراكندند» (فاثرن به نقعا).
يا اين كه بر اثر هجوم شتران حاجيان از مشعر الحرام به سوى منى، گرد و غبار از هر سو پراكنده مىشود.
(آيه ٥)- و در آخرين ويژگى از ويژگيهاى آنها مىفرمايد: «و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند» (فوسطن به جمعا).
چنان هجوم آنها غافلگيرانه و برق آسا بود كه در چند لحظه صفوف دشمن را از هم شكافته و به قلب آنها هجوم بردند، و جمعيت آنها را از هم متلاشى كردند، و اين نتيجه همان سرعت عمل و بيدارى و آمادگى و شهامت و شجاعت است.
و يا اشاره به ورود حاجيان از «مشعر» به قلب «منى» است.
از اينجا روشن مىشود كه جهاد آن چنان عظمتى دارد كه حتى نفسهاى اسبهاى مجاهدان شايسته سوگند است، و همچنين جرقههاى ناشى از برخورد سمشان به سنگها، و همچنين گرد و غبارى كه در فضا پخش مىكنند، آرى گرد و غبار صحنه جهاد هم پر ارزش و با عظمت است.
(آيه ٦)- بعد از اين سوگندهاى عظيم به پاسخ قسم، يعنى؛ چيزى كه سوگندها به خاطر آن ياد شده است پرداخته، مىفرمايد: «مسلما انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است» (ان الانسان لربه لكنود).
همان انسان تربيت نايافته، همان انسانى كه انوار معارف الهى و تعليمات انبيا