برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - فضيلت تلاوت سوره
است ميان اين شراب و آن شراب تفاوت از دنيا تا آخرت است!
(آيه ١٨)- سپس مىافزايد: اين جامها «از چشمهاى در بهشت كه نامش سلسبيل است» پر مىشود (عينا فيها تسمى سلسبيلا).
«سلسبيل» نوشيدنى بسيار لذيذى را مىگويند كه به راحتى در دهان و گلو جارى مىشود و كاملا گواراست.
(آيه ١٩)- سپس از پذيرائى كنندگان اين بزم پر سرور كه در جوار رحمت حق در بهشت برين برپا مىشود سخن به ميان آورده، مىگويد: «و برگردشان (براى پذيرائى) نوجوانانى جاودانى مىگردند كه هر گاه آنها را ببينى گمان مىكنى مرواريد پراكندهاند»! (و يطوف عليهم ولدان مخلدون اذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤا منثورا).
هم خودشان در بهشت جاودانى هستند، و هم طراوت و زيبائى و نشاط جوانى آنها جاودانى است، و هم پذيرائى كردن آنان.
تعبير به «لؤلؤا منثورا» (مرواريدهاى پراكنده) اشارهاى است به زيبائى و صفا و درخشندگى و جذابيت آنها، و هم حضورشان در همه جاى اين بزم الهى و روحانى.
(آيه ٢٠)- و از آنجا كه نعمتهاى جهان ديگر به وصف نمىآيد- هر قدر الفاظ گويا و رسا باشد- در اين آيه به صورت سر بسته مىافزايد: «و هنگامى كه آنجا را ببينى نعمتها و ملك عظيمى را مىبينى»! (و اذا رأيت ثم رأيت نعيما و ملكا كبيرا).
(آيه ٢١)- تا اينجا به قسمتى از نعمتهاى بهشتى از قبيل «مساكن» و «تختها» و «سايهها» و «ميوهها» و «نوشيدنيها» و «ظرفها» و «گروه پذيرائى كنندگان» اشاره شد، اكنون نوبت وسائل تزيينى بهشتيان است.
مىفرمايد: «بر اندام آنها لباسهائى است از حرير نازك سبز رنگ، و از ديباى ضخيم» (عاليهم ثياب سندس خضر و استبرق).
سپس مىافزايد: «و با دستبندهائى از نقره آراستهاند» (و حلوا اساور من فضة).
نقرههائى شفاف كه همچون بلور مىدرخشد، و از ياقوت و درّ و مرواريد زيباتر است.
و سر انجام در پايان آيه به عنوان آخرين و مهمترين نعمت از اين سلسله