برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥ - محتواى سوره
براى قبول اسلام نبوده، و يا با پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بيعت كنند كه راه شرك نپويند، و گرد سرقت و اعمال منافى عفت، و كشتن فرزندان، و مانند آن نروند، و سر تا پا تسليم فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشند.
البته ممكن است كسانى در آن سوگند و اين بيعت نيز خلاف بگويند اما مقيّد بودن بسيارى از (مردم) حتّى مشركان در آن زمان به مسأله بيعت و سوگند به خدا سبب مىشد كه افراد كمتر دروغ بگويند.
لذا در جمله بعد مىافزايد: «خداوند به (درون دل آنها و) ايمانشان آگاهتر است» (الله اعلم بايمانهن).
٢- در دستور بعد مىفرمايد: «هرگاه (از عهده اين امتحان برآمدند و) آنها را مؤمن يافتيد، آنها را به سوى كفّار بازنگردانيد» (فان علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن الى الكفار).
٣- در سومين مرحله كه در حقيقت دليلى است براى حكم قبل اضافه مىكند: «نه آنها بر كفار حلالند، و نه كفار براى آنها حلال» (لا هن حل لهم و لا هم يحلون لهن).
چرا كه ايمان و كفر در يك جا جمع نمىشود، و پيمان مقدس ازدواج نمىتواند رابطه در ميان مؤمن و كافر برقرار سازد.
٤- از آنجا كه معمول عرب بود كه مهريه زنان خود را قبلا مىپرداختند در چهارمين دستور مىافزايد: «و آنچه را همسران آنها (براى ازدواج با اين زنان) پرداختهاند به آنان بپردازيد» (و آتوهم ما انفقوا).
درست است كه شوهرشان كافر است اما چون اقدام بر جدائى به وسيله ايمان از طرف زن شروع شده، عدالت اسلامى ايجاب مىكند كه خسارات همسرش پرداخت شود.
البته اين پرداخت مهر در مورد مشركانى بود كه با مسلمانان پيمان ترك مخاصمه در حديبيه يا غير آن امضا كرده بودند.
٥- حكم ديگر كه به دنبال احكام فوق آمده اين است كه مىفرمايد: