برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - در باره فضيلت تلاوت اين سوره
تعبير اين آيه همانند آيه «يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه».
مىتواند به منزله دليلى بر مسأله معاد محسوب شود، بخصوص اين كه در هر دو آيه روى عنوان «رب» تكيه شده است، چرا كه سير تكاملى انسان به سوى پروردگار هرگز نمىتواند با مرگ متوقف گردد، و زندگى دنيا كمتر از آن است كه هدف چنين سيرى باشد.
و نيز بصير بودن خداوند نسبت به اعمال آدمى، و ثبت و ضبط آنها حتما بايد مقدمهاى براى حساب و جزا باشد و گر نه بيهوده است.
(آيه ١٦)- به دنبال بحثى كه در آيات گذشته پيرامون سير تكاملى انسان به سوى خداوند آمد، در اينجا براى تأكيد اين مطلب و توضيح بيشتر، مىفرمايد:
«سوگند به شفق» (فلا اقسم بالشفق).
(آيه ١٧)- «و سوگند به شب و آنچه را (از امور پراكنده) جمعآورى مىكند» (و الليل و ما وسق).
(آيه ١٨)- «و سوگند به ماه آنگاه كه بدر كامل مىشود» (و القمر اذا اتسق).
(آيه ١٩)- «كه همه شما پيوسته از حالى به حال ديگر منتقل مىشويد» تا به كمال برسيد (لتركبن طبقا عن طبق).
منظور از «شفق» در اينجا همان روشنى آميخته با تاريكى در آغاز شب است.
و از آنجا كه ظهور «شفق» خبر از يك حالت تحول و دگرگونى عميق در جهان مىدهد، و اعلام پايان روز و آغاز شب است، به علاوه جلوه و زيبائى خاصى دارد، و از همه گذشته وقت نماز مغرب است، خداوند به آن سوگند ياد فرموده تا همگان را وادار به انديشه در اين پديده زيباى آسمانى كند.
و اما سوگند به شب به خاطر آثار و اسرار زيادى است كه در آن نهفته شده و در گذشته مشروحا از آن سخن گفتهايم.
تعبير به «ما وسق» با توجه به اين كه «وسق» به معنى جمع كردن پراكندههاست اشاره به بازگشت انواع حيوانات و پرندگان و حتى انسانها به خانهها و لانههاى خود به هنگام شب است، كه نتيجه آن آرامش و آسايش عمومى