برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩ - لحظه دردناك مرگ!
مىتواند اشارهاى به جهتگيرى حركت تكاملى خلايق به سوى ذات پاك او كه ذاتى است بىنهايت از هر جهت، بوده باشد.
(آيه ٣١)- در ادامه بحثهاى مربوط به «مرگ» و نخستين گام در سفر آخرت كه در آيات گذشته آمده، در اينجا از خالى بودن دست كافران از توشه اين مسافرت سخن مىگويد، مىفرمايد: « (در آن روز گفته مىشود:) او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند» (فلا صدق و لا صلى).
(آيه ٣٢)- «بلكه تكذيب كرد و روى گردان شد» (و لكن كذب و تولى).
(آيه ٣٣)- در اين آيه مىافزايد: «سپس به سوى خانواده خود بازگشت، در حالى كه متكبرانه قدم بر مىداشت» (ثم ذهب الى اهله يتمطى).
او به گمان اين كه با بىاعتنائى و تكذيب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و آيات الهى، پيروزى مهمى به دست آورده، از باده غرور سرمست بود، و به سراغ خانواده خود مىآمد تا طبق معمول مسائل افتخار آميز را كه در خارج خانه رخ داده براى آنها بازگو كند، حتى راه رفتن و حركت اعضاى پيكرش همگى بيانگر اين كبر و غرور بود.
(آيه ٣٤)- سپس اين گونه افراد بىايمان را مخاطب ساخته، و به عنوان تهديد مىگويد: با اين اعمال «عذاب الهى براى تو شايستهتر است، شايستهتر»! (اولى لك فأولى).
(آيه ٣٥)- «سپس عذاب الهى براى تو شايستهتر است، شايستهتر»! (ثم اولى لك فاولى).
در روايات آمده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست ابو جهل را گرفت (و طبق بعضى از روايات گريبان او را گرفت) و فرمود: «أولى لك فاولى ثم اولى لك فاولى» ابو جهل گفت: «مرا به چه تهديد مىكنى، نه تو مىتوانى و نه پروردگارت مىتواند به من زيانى برساند، من قدرتمندترين افراد اين سرزمين هستم»! اينجا بود كه همين جملهها بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به صورت آيات قرآنى نازل شد.
(آيه ٣٦)- خدائى كه انسان را از نطفه بىارزشى آفريد ...! در اينجا به دو استدلال جالب در باره معاد مىپردازد كه يكى از طريق بيان