برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٠ - شأن نزول سوره
الاقربين» [١] نازل شد و پيغمبر مأموريت يافت فاميل نزديك خود را انذار كند و به اسلام دعوت نمايد (دعوت خود را علنى سازد) پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر فراز كوه صفا آمد و فرياد زد: «يا صباحاه»! (اين جمله را عرب زمانى مىگفت كه مورد هجوم غافلگيرانه دشمن قرار مىگرفت، براى اين كه همه را با خبر سازند و به مقابله برخيزند) هنگامى كه مردم مكّه اين صدا را شنيدند گفتند: كيست كه فرياد مىكشد؟
گفته شد: «محمّد» است، جمعيت به سراغ حضرتش رفتند.
فرمود: به من بگوئيد؛ اگر به شما خبر دهم كه سواران دشمن از كنار اين كوه به شما حملهور مىشوند، آيا مرا تصديق خواهيد كرد؟
در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغى نشنيدهايم.
فرمود: «انّى نذير لكم بين يدى عذاب شديد؛ من شما را در برابر عذاب شديد الهى انذار مىكنم» (شما را به توحيد و ترك بتها دعوت مىنمايم).
هنگامى كه ابو لهب اين سخن را شنيد گفت: «زيان و مرگ بر تو باد! آيا تو فقط براى همين سخن ما را جمع كردى»؟! در اين هنگام بود كه اين سوره نازل شد.
بعضى در اينجا افزودهاند: هنگامى كه همسر ابو لهب (امّ جميل) با خبر شد كه اين سوره در باره او و همسرش نازل شده، به سراغ پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد در حالى كه آن حضرت را نمىديد، سنگى در دست داشت و گفت: من شنيدهام «محمّد» مرا هجو كرده، به خدا سوگند اگر او را بيابم با همين سنگ بر دهانش مىزنم! من خودم نيز شاعرم! سپس به اصطلاح اشعارى در مذمت پيغمبر و اسلام بيان كرد.
خطر ابو لهب و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به اين نبود، و اگر مىبينيم قرآن لبه تيز حمله را متوجه آنها كرده و با صراحت از آنها نكوهش مىكند دلائلى بيش از اين دارد كه بعدا به آن اشاره خواهد شد.
[١] سوره شعراء (٢٦) آيه ٢١٤.