آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٩٨
٤. عقد پيمان با قبايل همسايه؛ مثل پيمان با بنى ضمره، بنى جهينه، بنى مدلج و مصالحه با بنى كلب كه در دومة الجندل، تبوك و حواشى شام سكونت داشتند. اين كار براى تضمين موفقيت عمليات نظامى بود.
٥. تمركز در جهات مهم و در سطوح تاكتيكى و استراتژيكى؛ مانند تمركز در جهت ساحلى و جهت شرقى پس از غزوه بدر و تمركز عليه بنى سليم كه خطرى عليه انقلاب بودند و نيز تمركز در جهت شمالى با توجه به نتايج غزوه دومة الجندل.
٦. تعرض به دشمنانى كه در كمين بودند و انديشههاى بد در سر مىپروراندند امثال قريش، يهود و روم.
٧. كشتن كسانى كه قصد از ميان بردن حسن آوازه فرمانده كل يا افراد سپاه يا شهروندان يا انقلاب اسلامى را داشتند.
٨. تنبيه يهود بنى قينقاع، بنى نضير، بنى قريظه و كسانى كه در خيبر بودند به علت نقض پيمان و اخلال در شروط معاهده.
٩. جلوگيرى از همپيمانى گروههاى چهارگانه ياد شده با قبايل عرب دشمن.
١٠. عقب نشاندن ابوسفيان كه در غزوه سويق قصد ضربه زدن به مدينه و ساكنان آن را داشت.
١١. پايان دادن به قدرت دو قبيله بنى سليم و بنى غطفان كه اظهار دشمنى مىكردند.
١٢. منع قبايلى چون بنى ثعلبه و محارب و ديگران از هجوم به مدينه.
١٣. آموزش و پرورش فرزندان اسلام و آزاد ساختن افكار آنها از بند پليدى اوهام و اساطير.
١٤. ترساندن ايران و روم و ترسيم سياستهاى آينده براى هجوم به آن دو دولت پيش از تهاجم به قلمرو دولت اسلامى و مقاومت در برابر آنها در مرزهاى شمالى.
١٥. انتقال نبرد به سرزمين دشمن، زيرا پيامبر خدا (ص) با هيچ دشمنى جز در خارج مدينه نجنگيد. آن حضرت به مجرد آگاهى از قصد هجوم دشمن به مدينه و پيش از آنكه از سرزمين خود حركت كند، به مقابله با او مىشتافت. به همين منظور در چند غزوه به قبايل بيرون مدينه حمله برد كه غزوه بنوسليم، ذى امر و بحران از جمله مهمترين آنها بودند.
همچنين در غزوههاى موته و تبوك دولت روم را مورد تهاجم قرار داد.
١٦. قصاص مجرمانى كه مردم را به ناحق مىكشتند، مانند سريه كُرز بن جابر فهرى كه