آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٤٣

وضائع از جمله گردانهاى تشكيلات وى بودند. نام هر يك از اين گردانها بر شمار و ويژگيها و نوع سلاحشان دلالت داشت.
تشكيلات نظامى اعراب به صورت زير بود:
رهط: از ٣ تا ١٠ نفر.
عصبه: از ١٠ تا ٤٠ نفر.
مقنب (منسر): ٣٠ تا ٤٠ نفر سواره كه گاه شمار آنها به ٣٠٠ نيز مى‌رسيد.
جمره (قبيله): از ٣٠٠ تا ١٠٠٠ سوار.
سريه: از ٥٠ تا ٤٠٠ و گاهى كمتر يعنى بين ٥ تا ٣٠٠ نفر در نوسان بود.
كتيبه: از ١٠٠ تا ١٠٠٠ يا از ٤٠٠ تا ١٠٠٠.
جيش (فيلق يا جحفل): از ١٠٠ تا ٤٠٠٠.
خميس: از ٤٠٠٠ تا ١٢٠٠٠.
هرگاه كه يك يگان يا سازمان رزمى تقويت مى‌شد، به آن كتبيه رجراجه يا جراره (سپاه بزرگ)، جيش لَجب (سپاه پرغوغا و پر همهمه)، خميس عرمرم (سپاه بزرگ) گفته مى‌شد، و به فرماندهانى كه فرماندهى بيش از هزار نفر را عهده‌دار بودند لقب جرّار داده مى‌شد.
كتيبه و جمره در جنگهاى عرب پيش از اسلام، دو واحد مهم و اساسى نظامى را تشكيل مى‌دادند، اما در روزگار رسول اكرم (ص) واحد نظامى اصلى «سريه» بود. لفظ سريه بر زبان بسيارى از صحابه جارى شده، زيرا يگان نظامى با اين حجم نيرو پيش از هجرت نيز مورد استفاده بوده است.
سَريّه بخشى از سپاه و كوچك‌تر از آن است و [معمولًا] از ده نفر تشكيل مى‌گرديد، زيرا اعزام ده نفر، سريه ناميده شده است. رسول خدا (ص) سريه‌ها را با شمارى كمتر يا بيشتر از اين اعزام مى‌كرد و مى‌فرمود: «بهترين صحابه چهار نفرند، بهترين سريه‌ها چهارصد نفر و بهترين لشكرها چهار هزار نفرند، و دوازده هزار نفر هرگز از كمى تعداد شكست نمى‌خورد».
٣. سلاح‌ بررسى سروده‌هاى شاعران روزگار جاهليت نشان مى‌دهد كه توصيف سلاح بويژه شمشير و پس از آن نيزه، خنجر، زوبين، كمان و فلاخن، بخش بزرگى از ديوانها و قصايدشان را تشكيل‌