آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٩٧
١٢. حالتهاى ويژه: گاه شرايطى پيش مىآمد كه مستلزم مقابله فورى با دشمن بود، مانند غزوه ذات السويق و ديگر غزوهها، يا يورشهايى چون دو غزوه بحران و بنى لحيان و عمليات فدايى همانند عمليات عمير بن عدى بن خرشه براى قتل عصماء و سالم بن عمير براى قتل ابوعفك و محمد بن مسلمه براى قتل ابن اشرف و عبداللّه بن عتيك براى قتل سلام بن حقيق.
١٣. تأمينهاى گوناگون جنگى: مثل تأمين شناسايى و ادارى در جنگهاى بدر، خندق و تبوك.
١٤. بالا بردن روحيّه: هدف هدايت در اين زمينه تقويت روحيه نيروهاى خودى و تضعيف روحيه دشمن بود، مانند آنچه در غزوههاى بدر و فتح روى داد.
١٥. تشويق به پايدارى: اين امر در همه گفتههاى فرمانده كل و در همه جنگها ديده مىشد.
١٦. بردبارى: شكيبايى ميزان و معيار پيروزى است و گروه اندك شكيبا بر گروه بسيار بى شكيب پيروز مىگردد.
١٧. بذل جان و مال: مال و جان دو عنصر اراده جنگى هستند. از اين رو، رسول خدا (ص) در همه توجيهات خود نسبت به سپاهيان بر اين معنا تأكيد مىفرمود.
آنچه تاكنون گفته شد بيان فهرستوار مطالب بود و اينك به بيان تفصيلى هر يك از موارد فوق مىپردازيم:
٢- ١. هدف همه جنگهاى صدر اسلام يك يا چند هدف را دنبال مىكرد، مانند شناسايى، تعرض به كاروانهاى دشمن، افزايش توان اقتصادى، قطع خطوط كمكرسانى قريش از شرق و غرب و قطع خط پشتيبانى يهود خيبر.
ديگر اهداف جنگها اينها بودند:
١. تأمين آزادى دعوت و نشر دعوت؛ مثل سريه حمزة بن عبدالمطلب، سريه خالد بن وليد به سوى حارث و سريه على بن ابىطالب (ع) به سوى بنى مذحج.
٢. اظهار قدرت سپاه اسلام؛ مانند آنچه در غزوه حمراء الاسد، صلح حديبيه، غزوه موته و مبارزطلبى با روم روى داد.
٣. به وحشت افكندن كسانى كه وسوسه دشمنى به دل داشتند يا فكر رويارويى با نهضت اسلامى را در سر مىپروراندند.