آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٤٤

مى‌دهد. اينها سلاح تهاجمى بودند و برترين سلاحهاى دفاعى، زره، سپر و كلاه‌خود بودند. برخى از اين سلاحها از شام، يمن يا هند مى‌آمد و برخى ديگر به وسيله استادان فن بومى ساخته مى‌شد.
اعراب از سلاحهاى سنگين همچون منجنيق نيز استفاده مى‌كردند. نخستين كسى كه از آن استفاده كرد فردى به نام «جذيمة الابرش» بود. دبابه (ابزار جنگى شبيه نفربر امروزى) نيز مورد استفاده بود و نخستين كسى كه آن را به كار گرفت عبدالله بن جعده بود.
پس از ظهور اسلام، اعراب مسلمان اين سلاحها را متحول ساخته و در جنگهايشان مورد استفاده قرار دادند. سرباز عرب يا پياده مى‌جنگيد يا سواره. با ارزش‌ترين وسيله جنگى اسب بود كه به خاطر برخوردارى امتيازهاى بزرگ رزمى بويژه در مانور، حركت و سرعت، شجاعان بر آن سوار مى‌شدند.
٤. رابطه ميان فرمانده و رزمندگان‌ فرمانده نظامى، بزرگ و رئيس قبيله است كه به اوصافى نيكو چون بردبارى، گذشت، تعاون، شكيبايى و بخشندگى و ... معروف باشد. رزمندگان اعم از آزاده و برده، داوطلب يا مجبور، مزدور يا بى‌مزد بايد به رضايت يا اكراه نداى جنگ را لبيك مى‌گفتند و جز بيماران و معلولان حق تخلف نداشتند. گاه برخى توانگران به جنگ نمى‌رفتند و به ازاى آن اجرت مى‌پرداختند.
وظايف فرماندهان اينها بود: تنظيم نقشه جنگ، انتخاب فرماندهان، تقسيم مأموريتها، تعيين اهداف، مسلح شدن- هر چند كه اين وظيفه، اغلب بر عهده خود افراد بود- قضاوت ميان لشكريان. در روزگار جاهليت تيراندازان ماهرى مى‌زيستند كه تيرشان به خطا نمى‌رفت و هدف را به طور دقيق نشانه مى‌رفتند. آنان همچنين به افراد تازه‌كار آموزش مى‌دادند.
٥. بسيج عمومى‌ بسيج عمومى اقدامى اجبارى بود كه در حالت دفاع از قبيله يا در هنگام يك تصميم همگانى براى مقابله با خطر از سوى همه افراد قبيله به اجرا درمى‌آمد. در آن هنگام مرد و زن و كوچك و بزرگ، هر كس به قدر توانش، به صحنه پيكار مى‌شتافتند و خود را براى رزم آماده مى‌ساختند.