آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٧١

ابزار دوم جنگ روانى، نمايش قدرت است كه رسول خدا (ص) به يكى از صورتهاى زير به كار مى‌گرفت:
١. به صورت پنهانى؛ و آن امدادهاى غيبى بود كه دشمن را به وحشت مى‌افكند، مانند پيكار ملائكه در جنگ بدر و وزش باد و طوفان در غزوه خندق كه فرماندهان سپاه شرك را به وحشت افكند و از بيم انتقام خداوند پا به فرار نهادند.
٢. شكست‌ناپذير جلوه دادن سپاه اسلام؛ اين شكست‌ناپذيرى در باور دشمنان نيز گنجيده بود، به طورى كه مقاومت را بى‌فايده مى‌دانستند. براى نمونه، عيينة بن حصن چندين بار كوشيد تا روياروى سپاه اسلام بايستد و همراه قوم خود مقاومت كند، ولى موفق نشد و سرانجام اسلام آورد و سريه‌اى را براى سركوبى بنى‌تميم فرماندهى كرد. ديگر قبايل عرب نيز دشمنى را بى‌فايده يافتند و از در مصالحه و مسالمت درآمدند. بنى قينقاع، بنى نضير و بنى قريظه و يهوديان خيبر نيز پس از نوميدى از مقاومت دست كشيدند و تسليم شدند.
٣. تقويت روحيه هجوم.
٤. ابتكار اسلوبهاى نوين جنگى؛ اين ابتكارها در غزوه حمراء الاسد نمود ويژه‌اى يافت.
در اين غزوه رسول خدا (ص) لشكرش را با وجود جراحات و رنج فراوانى كه تحمل كرده بود، اعزام كرد و فرمود كه آتش فراوان بيفروزند تا قدرت ارتش اسلام در چشم دشمن بزرگ جلوه كند. در غزوه حديبيه ردايش را از تن بيرون آورد و بازوى راستش را برهنه كرد و به مسلمانان نيز فرمود تا چنين كنند و آنگاه فرمود: «خداوند بيامرزد كسى را كه در برابر اينان قدرت نمايى كند».
٤. ويژگيهاى روحى و شخصيتى‌ از بارزترين صفات روحى رسول خدا (ص) اين بود كه غرور پيروزى وى را نمى‌گرفت. چنان‌كه در نبردهاى بدر و فتح مكه حالتى عادى داشت. از شكست نوميد نمى‌شد، مانند غزوه احد كه از شكست در آن متأثر نشد و بلافاصله وارد غزوه حمراء الأسد گرديد. پس از پيمان‌شكنى بنى قريظه و پيوستن به احزاب نيز نوميد نشد و استوارى خود را حفظ فرمود. ديگر از صفات مهم آن حضرت حفظ احتياط بود. پيامبر خدا (ص) دشمن خويش را نيك ارزيابى مى‌فرمود و با آمادگى‌