آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٢٧
از ويژگيهاى هجوم به اين قبايل، سرعت، غافلگيرى، حركت شبانه، سرى بودن حمله، شناسايى پر تلاش و فعال بود. از اين رو، سپاه اسلام هميشه پيروز مىگشت و براى از ميان برداشتن و به اطاعت درآوردن اين قبايل اولويت قائل شده بود، به اين معنا كه تلاش اصلى خود را در وهله نخست بر قبايل ساحلى و سپس قبايل شرقى و پس از آن ديگر قابل متمركز ساخته بود و حمله را نخست از قبايل نزديك آغاز مىكرد و سپس به قبايل دورتر مىپرداخت. در عين حال از بنى سليم، غطفان و تميم و ديگر جاهايى كه احتمال خطر مىرفت غافل نبود.
سوم- جبهه يهود پس از رسيدن رسول خدا (ص) به مدينه، يهوديان برمبناى يك ميثاق ملى با ايشان همپيمان شدند، ولى اندك زمانى از عقد اين قرارداد نگذشته بود كه يهوديان بنى قَينُقاع براى سر باز زدن از شرايط آن دنبال فرصت مىگشتند و قصدشان اين بود كه از ارزش دستاوردهاى سپاه رو به رشد اسلام بكاهند. آنها بويژه پس از جنگ بدر آشكارا به دشمن پيوسته، پيمانشان را شكستند. فرمانده كل سپاه اسلام به آنان هشدار داد، ولى آنها به دشمنى خود ادامه دادند. آن حضرت نيز آنان را محاصره كرد و به تسليم كشاند.
از آن پس يهوديان منتظر حادثه ناگوار [براى مسلمانان] ماندند و مراقب بودند بلايى كه بر سر بنى قينقاع آمده، دامن آنها را نگيرد. كعب بن اشرف و سلّام بن حُقَيق و ديگر رهبران يهود دست به كار مخالفت و شايعهسازى عليه پيامبر (ص) و مسلمانان شدند، ولى سرانجام همه آنها به كيفر كردار خود رسيده، به دست سريههاى فدائيان به قتل رسيدند.
اندكى پس از شكست سپاه اسلام در غزوه احد، قبيله بنى نضير به رسول خدا (ص) خيانت كردند و هنگامى كه براى درخواست كمك در پرداخت ديه دو نفرى كه به وسيله عمرو بن اميّه ضَمْرى كشته شده بودند نزد آنها رفت، درصدد كشتن وى برآمدند. به دنبال اين تلاش مزوّرانه، پيامبر خدا (ص) آنها را محاصره كرد و ديارشان را به تصرف درآورد.
در جنگ خندق، يهوديان براى نابودى سپاه اسلام با قريش همدست گرديدند، ولى تلاشهاى آنان به شكست انجاميد و پيمانشكنىشان موجب شد كه با وحشت از اين جنگ بيرون بيايند، در حالى كه هيچ كدام از پندارهايشان صورت حقيقت به خود نگرفت و خود را در محاصره خطر يافتند. رسول خدا (ص) بلافاصله پس از جنگ خندق با سپاهى آماده به سوى بنى قريظه شتافت و با آنان جنگيد و آنها را از ميان برداشت.