آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٤٢
خشك مىشد و ساكنانش ناچار به مهاجرت به جاهاى پرباران مىشدند، هم بر سر آب و هم چراگاههاى سبز نزاع برمىخاست.
٢. دستيابى به غنائم: گاه قبيلهاى در قبيله ديگر طمع مىبست و براى غارت اموال و چارپايانش با او به جنگ مىپرداخت. اغلب، قبايل نيرومند به اموال قبيله ناتوان چشم مىدوختند و با آنها مىجنگيدند و هر كه را مىخواستند مىكشتند يا به اسارت مىگرفتند و سرمايه و ثروتش را به زور مىبردند و در حالى كه با تكبر و سربلندى نعره پيروزى سر مىدادند باز مىگشتند. همين انگيزه، برخى از قبايل را وامىداشت كه به سوى دولتهاى بيگانه هم مرز و براى حمله به شهرنشينانى كه آذوقه در اختيار داشتند به حركت درآيند. در روزگار جاهليت، غارت و جنگ از عمدهترين راههاى تأمين زندگى و رسيدن به غنيمت بود كه در سالهاى خشكى و قحطى افزايش مىيافت.
٣. خونخواهى و انتقامجويى: گاه روابط اجتماعى مثل ازدواج و طلاق يا برخوردهاى شخصى افراد قبيله يا حسد و كينه و رقابت و يا همپيمانى قبايل موجب مىشد كه از قبيله مخالف انتقام بگيرند.
٤. تقويت هيبت و قدرت قبيله: يكى از اصول حاكم در ميان اعراب اين بود كه هر كس نجنگد كشته مىشود و آن كس كه به جنگ نرود به جنگش مىآيند. همچنين سرنوشت افراد مغلوبى كه توان بازسازى نيروى دفاعى خويش را نداشتند، نيستى و نابودى بود.
٢. حجم سپاه منابع موجود به حجم نيروهاى عرب پيش از اسلام اشاره ندارند، ولى نوشتهاند كه مجموعه افراد هر قبيله، يك واحد نظامى را تشكيل مىدادند كه با قبيله ديگر مىجنگيد و با متحد شدن قبايل مجموعه بزرگى از مبارزان شكل مىگرفت. شمار قبايل در يكى از جنگهايى كه با يونانيها داشتند به حدود ٢١٨ قبيله و بيش از ده هزار جنگجو رسيد.
بررسى فرهنگهاى لغت و كتابهاى ادبى نشان مىدهد كه برخى از اعراب به صورت تشكيلاتى و برخى ديگر به صورت انفرادى البتّه به همراه قبيله خود به هر تعدادى كه بودند به جنگ مىرفتند. نعمان بن منذر تشكيلاتى با اندازه مشخص داشت. گردانهاى ويژه شهبا، الدوسر و