آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٠٠

غزوه ذى أمر، بنى سليم در غزوه بحران، بنى مصطلق در غزوه بنى مصطلق و همينطور ديگر غزوه‌ها با هر قبيله‌اى جداگانه پيكار كرد.
پيامبر جنگ را با اسلوب نوينى مانند فرماندهى متمركز، نظام صف، محاصره و دفاع متحرك، جنگهاى بازدارنده، برق‌آسا و روانى اداره كرد.
٤- ١. تعيين مأموريتها رسول خدا (ص) مأموريتهاى اصلى و ثانوى فرماندهانش را تعيين و بر اجراى مأموريتهاى اصلى تأكيد مى‌ورزيد. فرماندهان نيز به اين امر پايبند بودند و چيزى از مأموريتهاى جنبى يا كم اهميت، آنان را از هدف اصلى باز نمى‌داشت، چنان‌كه عمر بن خطاب وقتى از سوى فرمانده كل مأموريت تأديب قبيله عَجُز هوازن را يافت، پس از انجام آن از ادامه عمليات خوددارى ورزيد و گفت: «رسول خدا به من مأموريت جنگ با ديگران را نداده و فقط به من فرمان داده كه با هوازن بجنگم». همچنين طفيل بن عمرو مأموريت اصلى خود يعنى پيوستن به سپاه در حال پيشروى به سوى طايف و نيز مأموريت ثانوى خود يعنى نابودسازى بت ذو الكفين را به پايان برد و هرگز از فرمانى كه به او داده شده بود تخلف نورزيد.
همچنين پيامبر اكرم (ص) هنگام ورود به مكه مأموريت هر يك از يگانها را مشخص نمود. آن حضرت براى تحقق مأموريتها و دستيابى به اهداف، هنگام تعيين و سپردن مأموريتها، شخصيت فرمانده، ماهيت دشمن و نوع و جهت مأموريت را مد نظر قرار مى‌داد.
٥- ١. حفظ هدف‌ گرچه هدفهاى رسول خدا (ص) متعدد و گوناگون بود، ولى هدف اصلى همه آنها نابودسازى قدرت مادى و معنوى دشمن، انتشار آزادانه دعوت و پيروزى بر دشمن بود. دشمنان آن حضرت كوشيدند كه او را از هدفهايش باز دارند و يا راه رسيدن به هدف را بر او ببندند، ولى موفق نشدند و آن حضرت ضمن آنكه خود در حفظ هدف استوار باقى ماند، از فرماندهانش نيز همين را مى‌خواست؛ آنجا كه على بن ابى‌طالب را براى نابودسازى بت [قبيله‌] طى فرستاد و بار دوم به ايشان مأموريت داد تا اسلام را در ميان قبايل يمنى بپراكند. «١» چون على (ع) به يمن‌