آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٦٣
١. سرّى بودن؛ مانند يورش به جماعت بنى سليم در غزوه بُحران.
٢. سكوت؛ مثل همه يورشها بويژه غزوه بنى سليم، بنى مصطلق، جنگ بدر و ديگر سريههاى اعزامى.
٣. غافلگيرى؛ مانند همه سريهها و غزوهها بويژه غزوه بدر.
٤. غافلگيرى همراه با يورش؛ مانند غزوههاى بنىقريظه و خيبر و سريه على بن ابىطالب به سوى بنىسعد و سريه اسامة بن زيد.
٥. سرعت؛ مانند پيكار با بنىمحارب و بنىثعلبه در غزوه ذات الرقاع و ديگر سريهها.
٦. خدعه در زمان و مكان؛ مانند غزوههاى خندق و خيبر.
فرماندهان و رزمندگانى كه اجراى يورش را به عهده داشتند، بايد قدرت بدنى زيادى مىداشتند، شنوايى و بينايى آنان كامل مىبود و به سرفه و ديگر بيماريهايى كه ممكن بود موجب كشف عمليات گردد، مبتلا نمىبودند.
همچنين پيامبر اكرم (ص) هدف و زمان حمله را مشخص مىنمود مانند غزوه خيبر. گاهى مكان را نيز تعيين مىكرد مانند غزوه خندق. گاه هم زمان و هم مكان حمله را تعيين مىفرمود مانند سريه اسامة بن زيد به أبنى. در اين سريه، دشمن هم در زمان و هم در مكان غافلگير شد و توان مقابله با سپاه اسلام را از دست داد.
پرهيز از ايجاد هياهو از ديگر فرمانهاى نظامى پيامبر خدا (ص) بود. به اشاره آن حضرت در جنگ بدر زنگها را از گردن شتران گشودند. آن بزرگوار پيوسته در اجراى يورش، به ابتكار اسلوبها و راههاى جديد نظامى تشويق مىفرمود.
٦- ٣. خدعه خدعه، فن فريب و پوشيدن حقيقت از دشمن و انجام كارهاى گمراه كننده به منظور برگرداندن توجه دشمن از سوى حركت، مكان استقرار و امور اساسى سپاه خودى است.
اجراى اين اصل نظامى در دو سطح تاكتيكى و استراتژيكى جنگ ضرورى است.
رسول خدا (ص) اهميت خدعه را در جنگها دريافته بود. از اين رو، براى آن طرحريزى مىكرد و آن را به بهترين وجه ممكن به اجرا درمىآورد. آن حضرت خدعه را جزو جنگ به شمار