آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٦١
گوناگون، روحيه انقلابى و معنوى مردم را برمىانگيخت و آنان را تشويق مىكرد. در نتيجه به عادلانه بودن آرمان و شرافتمندانه بودن هدفشان ايمان مىآوردند و اين امر آنان را به انجام هرگونه ايثارى وامىداشت.
همچنين ابتكارهاى نظامى رسول خدا (ص) در آشفتهسازى، خرد كردن شوكت و شكست دشمن تأثيرى عظيم داشت.
موارد ياد شده اگر بر چيزى دلالت كند، همانا نبوغ فرمانده كل و صفات ممتاز فرماندهى بى مانند اوست. رهبرى آن حضرت همه جنبههاى سياسى، نظامى، ادارى را در بر مىگرفت و ايشان نسبت به همه اصول و مبانى نظامى در دو سطح تاكتيكى و استراتژيكى آگاه بود.
٢. تعليم و تربيت اسلامى كه مورد تأكيد رسول خدا (ص) بود، به عناصر سپاه اسلام نيروى جديدى بخشيد كه پيش از آن براى عربها ناشناخته بود. اين نيروى جديد، قدرت معنويت بود كه اسلام وجود مسلمانان را از آن لبريز ساخت و آنان را واداشت تا جان عزيز و گرانبهاترين چيزهايى را كه در اختيار دارند در راه نشر و حمايت دين جديد ايثار كنند. آنچه مسلمانان را به اين جهتگيرى وامىداشت، پاداش تضمين شده نيكوى دنيا و آخرت بود.
از امتيازات سپاه اسلام، همانا وحدت فرماندهى، فداكارى و فرمانبردارى كامل نسبت به فرمانده كل بود. حقيقت ياد شده چندين بار و در چند جا بر زبان سپاهيان اسلام جارى گرديده است. از آن جمله گفته مقداد بن عمرو خطاب به رسول خدا (ص) پيش از غزوه بدر است كه «اگر ما را به بَرْك الغماد- جايى در يمن- ببرى، تا همانجا راه تو را از دشمن هموار خواهيم ساخت». و گفته سعد بن معاذ كه «اگر ما را به اين دريا بفرستى، همراه تو وارد مىشويم و هيچ كدام از ما سرپيچى نخواهد كرد».
دعوت رسول خدا (ص) به اسلام، دعوتى مسالمتآميز بود و مادام كه دشمنان قساوت به خرج نداده و ستم نمىكردند، مسلمانان نيز متوسل به زور نمىشدند. جنگ در حقيقت استفاده از زور براى رفع زورگويى بود. از اين رو، جنگهاى رسول خدا (ص) از نخستين غزوهها بر پايههايى استوار گشت كه سپاه اسلام هرگز از آنها سر بر نتافت. آن اصول اينها بودند: