آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٢٨
يهوديان همچنان به دشمنى ادامه دادند و بار ديگر جامعه يهود و قبايل عرب مخالف را براى پيكار با سپاه اسلام تحريك كردند. دستاورد اين تحريكها برپايى جنگ خيبر بود كه طى آن مسلمانان شاهد پيروزى را در آغوش كشيدند و به اين ترتيب بزرگترين نيروى مخالف، يعنى يهود از ميان رفت و همه يهوديان تسليم شدند.
از مشخصات جنگ يهوديان، جنگيدن از روى دژها و مناطق مستحكم بود كه به آنان امكان مىداد تا براى طولانى كردن جنگ، امكانات و تجهيزات نظامى را درون آنها انبار كنند. آنان دژها را به منظور تأمين دو هدف يعنى تيراندازى و ديدهبانى، در جاهاى مرتفع مىساختند، كه به دليل استوارى و استحكام، نيروى مهاجم از دسترسى به آنها باز مىماند. براى تأمين آب هميشگى دژها، چاه حفر مىكردند يا آب را از بيرون در آنها جارى مىساختند.
آنان به سلاح توجه ويژهاى داشتند. از راههاى گوناگون سلاح جديد به دست آورده، با ايجاد تغييرهايى دوباره مورد استفاده قرار مىدادند. اينان از نظر جنگى نيز مردمانى كارآزموده بودند و با همه تجهيزات نظامى موجود محدوده خود آشنايى داشتند.
شمار سپاهيان يهود به مراتب بيش از مسلمانان بود. در غزوه بنى قينقاع شمار يهوديان هفتصد تن و سپاهيان اسلام چهارصد تن بود، ولى در غزوه بنى قريظه هفتصد تن از آنها در مقابل سه هزار نفر از سپاه اسلام قرار گرفتند. در غزوه خيبر يهوديان ده هزار نفر و مسلمانان هزار و پانصد تن بودند. يهوديان امكانات مالى فراوانى داشتند و از نفوذ اقتصادى، سياسى و نظامى بسيارى برخوردار بودند، ولى پراكندگى آنان موجب شده بود كه جداگانه و بدون مساعدت ديگران بجنگند. براى مثال، در جنگ بنى قينقاع يك نفر از ديگر يهوديان به آنها نپيوست و در ديگر جنگها با يهوديان نيز اوضاع به همين منوال بود.
سپاه اسلام در هنگام نبرد با يهوديان از تاكتيكهاى زير استفاده كرده است:
١. محاصره؛ محاصره از شيوههايى است كه از رسيدن هرگونه كمك نظامى و تداركاتى به دشمن به طور كامل جلوگيرى مىكند.
٢. استقرار در نقاط دور از تيررس دشمن.
٣. تهاجم جبههاى به دژها، مثل جنگ خيبر.
٤. استفاده از جنگ روانى.
٥. تقويت روحيه.