آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٨٠

پيش از غزوه فتح به دشمن به خاطر حسن سابقه آن دو، درگذشت و به ابوعبيده جراح فرمان داد كه براى حفظ وحدت و همبستگى سپاه در غزوه ذات السلاسل، از عمرو عاص در مقام فرمانده سپاه اطاعت كند. رسول خدا (ص) خشم انصار يعنى گروه اصلى سپاه اسلام را كه در جنگ حنين در پى تقسيم غنائم برانگيخته شده بود فرو نشاند. مؤلفة القلوب را اكرام كرد و همه قشرهاى نيروهاى مسلح را خشنود ساخت. اينها همه نشان دهنده آن است كه فرمانده مسلمانان، انسانى حكيم و دورانديش بود، با روحيه سپاهيان آشنا و به مصالح عاليه جامعه توجهى ويژه داشت، بويژه از منازعه ميان عناصر رزمنده كه از ميان برنده وحدت آنان است، با حكمت جلوگيرى مى‌كرد.
٩- ١. انضباط انضباط عبارت است از اجراى صادقانه و مخلصانه دستورات فرماندهى در راه تحقق هدفهاى كلى. انضباط سپاه اسلام بر پايه ايمان به خدا و رسول، عادلانه بودن دعوت و اعتماد كامل به فرمانده بنا شده بود. مهم‌ترين اصل انضباط، فرمانبردارى كامل در شرايط سهل و دشوار، جنگ و صلح و مواقع خوشى و ناخوشى است.
برترين نشانه‌هاى يك نظامى با انضباط اينهاست: اطاعت‌پذيرى، قناعت، مسئوليت‌پذيرى، قدرت رويارويى با خطر، آزادى عمل و نوآورى در مقام اجرا. همچنين تعميق مفهوم انضباط بستگى دارد به انضباط فرمانده و رفتار او و توانايى‌اش در محقق كردن هدفى كه دنبال مى‌كند. انضباط حكم مى‌كند كه سربازان مسلمان از فرماندهان خود اطاعت كنند و به آنها تأسى بجويند، ولى هرگز از آنها نمى‌خواهد كه افرادى خشك و بى‌فكر باشند، بلكه مهم اين است كه به روح فرامين مقيد باشند و آنچه را كه با چارچوب كلى هدف مناسب است و آن را عملى مى‌سازد انجام دهند.
انضباط عالى رزمندگان اسلام، در غزوه حمراء الاسد آشكار گرديد. پس از غزوه احد فرمان رسيد كه پيش از دور شدن دشمن و رسيدن به مكه بايد به او حمله كنند. اين در حالى بود كه سپاه خسته و مجروح اسلام در اندوه شهيدان فرورفته بود. با وجود اين همگى فرمان را لبيك گفتند و به رويارويى با دشمن شتافتند. همچنين دوستى و اعتماد نسبت به فرمانده سپاه اسلام،