آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٦٢
و دشمن را به حال خودش وا مىنهاد تا به هر سو بخواهد بگريزد. آن حضرت، فرماندهان سريهها را نيز به عدم تعقيب توصيه مىفرمود، زيرا تعقيب را براى تأمين هدفهاى نظامى و سياسى بىفايده مىديد.
توجه به ماجراى غزوه سويق نشان مىدهد كه رسول خدا (ص) اجازه تعقيب ابوسفيان را نداد، زيرا مىدانست كه اگر او در چنين وضعيتى به مكه برسد، مشركان مكه را بسيج و آماده جنگ مىكند و در اين صورت نتيجه به زيان سپاه تعقيب كننده خواهد بود.
در غزوه ذات الرقاع، پس از آنكه رسول خدا (ص) بر بنىمحارب و بنىثعلبه (از غطفان) پيروز گرديد، شكستخوردگان را مورد تعقيب قرار نداد، زيرا چنانچه به غطفان مىپيوستند، به زودى نيروى بزرگى را تشكيل مىدادند كه پيروزى بر آنها دشوار بود.
در غزوه غابه، پس از گريختن دشمن، سپاه اسلام تا «ذى قرد» پيش رفت و از همانجا كه آمده بود بازگشت.
پس از آن نيز سريههاى بسيارى را براى جنگ با دشمن اعزام كرد و به همه آنها فرمان داد كه در صورت پيروزى اقدام به تعقيب دشمن نكنند.
در رهنمودهاى آن حضرت به ابوسلمة بن عبدالاسد مخزونى، هنگام اعزام وى براى تأديب بنى اسد چنين آمده است: «پيش برو تا به سرزمين بنى اسد برسى و پيش از آنكه مورد هجوم واقع گردى، به آنان حمله كن». قضيه در ديگر سريهها نيز از همين قرار بود و تا انجام آخرين سريه يعنى سريه اسامة بن زيد به ابْنى مسلمانان از تعقيب دشمن خوددارى مىورزيدند.
٥- ٣. يورش از گزارشهاى مربوط به تاريخ جنگهاى پيامبر چنين برمىآيد كه آن حضرت يورش را با همان شرايط و ويژگيهايى كه در جنگهاى جديد معمول است به كار گرفت؛ حتى در زمان كنونى يورش از نظر اجرا و حسن انتخاب فرماندهان به سطح پيشين آن نمىرسد. اين فرماندهان را از ميان رزمندگان دلاور، شجاع، سالم، هوشمند و با شخصيت برمىگزيدند و داشتن اين ويژگيها آنان را در انجام موفقيتآميز يورش به دشمن مساعدت مىكرد.
يورشهاى رسول خدا (ص) از ويژگيهاى زير برخوردار بود: