آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٨
يكم- اهميت نظامى و تاريخى رسول خدا (ص) پس از ورود به مدينه مبارزه نظامى را عليه مخالفان خويش آغاز كرد.
دستههاى نظامى متعددى را در قالب چندين سريه به نقاط گوناگون جزيرة العرب اعزام فرمود. فرماندهى اين نيروها يا بر عهده خود آن حضرت بود يا كسى را از سوى خود به فرماندهى مىگمارد. حضرتش با اين شيوه همه دشمنان داخلى و خارجى خود را از ميان برداشت. دستاورد اين پيكارها، پيدايش يك رويه جنگى با اصول خاص خود بود كه در نزد مسلمانان و ديگر اقوام و ملل اهميت يافت و مورخان بسيارى مانند ابن شهاب زهرى، واقدى و ابن هشام و ديگران تاريخ آن جنگها را به رشته تحرير درآوردهاند. نبايد فراموش كرد كه اين رويه جنگى از ايمان به خدا سرچشمه مىگرفت و نتيجه طبيعى آن برخوردارى پيكارگران از قدرتى شكستناپذير و دلاورى و شجاعت بىنظير بود و ترس و دودلى در آنها راه نداشت.
انگيزهها و محركهاى اين اعتقاد به روشنترين وجهى در امور زير جلوه مىكرد:
١. ايمان به هدفى والا در راستاى تحقق عدالت انسانى.
٢. تلاش پىگير براى تحقق صلح و امنيت جهانى.
٣. پايان دادن به ستمگرى، بهرهكشى، گرسنگى و ديگر خويهاى ناپسند و ميراث فرهنگى نامعقول حاكم بر عرب جاهلى و ديگر اقوام و ملل آن روزگار.
اين شيوه نظامى به فاصله اندكى پس از صدر اسلام شكل گرفت و اصول آن تبيين گرديد؛ چه، در روزگار خلفاى راشدين، امويان و عباسيان و پس از آن جنگهاى فراوانى رخ داد كه در آنها، نبردهاى دوره پيامبر مورد استناد قرار مىگرفت و احكام نظامى از آنجا اخذ مىگرديد و از عبرتها و تجربيات آن استمداد جسته مىشد. در حقيقت آنچه در دورههاى واپسين رخ داد، ادامه طبيعى جريان نخستين بود كه در مفاهيم، اصول و انگيزهها نسبت به آنچه در عصر رسول اكرم پيش آمده بود- جز به مقتضاى شرايط جديد- بىاعتنا نماند.
مىبينيم كه صحابيان رسول خدا (ص) همان شيوه را در پيش گرفتند و آن را با دقت و درك عميق در جنگهايى كه همراه آن حضرت شركت داشتند و همچنين در جنگهاى قادسيه و يرموك و ديگر جنگهاى روزگار خلفا به اجرا درآوردند.