آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٥٢

اين خلقيات سرلوحه اخلاق فرماندهى است: داشتن خوى شكيبايى براى فرماندهان يك اصل است كه براى ايستادگى رو در روى دشمن ضرورى مى‌باشد. مدارا زينت فرمانده و مايه وقار و احترام اوست و دوستى مى‌آفريند. فروتنى موجب ايجاد محبت ميان سربازان مى‌گردد و از همين رو با فرمانده‌شان انس مى‌گيرند. بردبارى و گذشت شرط رياست است. همه موارد ياد شده و ديگر خلقيات در رسول خدا (ص) در حد كمال موجود بود و آن حضرت چون مشعلى فروزان، فرا راه همه كسانى است كه آرزوى فرماندهى ديگران را در سر مى‌پرورانند.
٢. ويژگيهاى عقلى‌ ١- ٢. حكمت، تفكر و دورانديشى‌ رسول خدا (ص) در دورانى به پيامبرى مبعوث گشت كه عقل مردم تباه شده بود و به جاى خداوند به بتها ايمان داشتند و بر آنها سجده مى‌كردند. جادو و جادوگرى در ميان آنها رواج داشت.
افكارشان كوتاه و مادى‌گرايانه بود و مى‌گفتند: انْ هِىَ الّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ «١» (مؤمنون: ٣٧). پيامبر (ص) خود آنها را بيدار ساخت و به انديشه واداشت و از عبادت بتها به عبادت خداى يكتاى يگانه كشانيد. آن حضرت بت‌پرستى را از ساحت جامعه زدود و مردم را از ورطه تباهى رهانيد و از آنها امتى با شوكت و بلندمرتبه ساخت.
خدايش برگزيد تا پيامبرى و معلمى كند و خداوند رسالتش را جز در وجود افرادى خردمند نمى‌گذارد: اللّه اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ «٢» (انعام: ١٢٤).
رسول خدا (ص) با عقل كامل خويش رهبرى مردم را به دست گرفت و آنان را به بالاترين مراتب عزت دين و دنيا رسانيد.
با وجود آنكه قوم عرب، مردمانى درشت خو و بد رفتار بودند و به پيام آسمانى رسول خدا (ص) روى خوش نشان نمى‌دادند، حضرتش آنان را تربيت كرد و در پرتو رهبريهاى حكيمانه‌اش از وادى نادانى به شاهراه دانش و آگاهى رهنمون شدند. در پرتو تلاشهاى‌