آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٦١

موجب سنگينى آنان نشود. عامل اخير هم در جنگهاى دفاعى مثل جنگهاى بدر و احد به چشم مى‌خورد و هم در نبردهاى هجومى مانند فتح مكه و حنين و تبوك و به اين دليل مورد تأكيد بود كه سرعت و حركت سپاه بايد با شمار رزمندگان متناسب باشد.
جنگ برق‌آسا برترى را از دشمن سلب مى‌كند، نسبتهاى هجوم و دفاع را دگرگون مى‌سازد، و از خسارتهاى انسانى و مادى مى‌كاهد، زيرا دشمن به وحشت مى‌افتد و دستپاچه و سرگردان مى‌شود و در چنين وضعيتى درباره توان خود براى جلوگيرى از تهاجم برق‌آسا ترديد مى‌كند و بدون مقاومت تسليم مى‌گردد. به اين ترتيب از شمار كشته‌ها و مجروحان طرفين كاسته مى‌شود.
رسول خدا (ص) در جنگهاى هجومى، برترى نيروهاى خود را نسبت به دشمن حفظ مى‌كرد.
در غزوه بنى قريظه در برابر نيروى ٧٥٠ نفرى بنى‌قريظه شمار سپاهيان اسلام سه هزار نفر بود. در غزوه خيبر شمار سپاه يهوديان هزار نفر و شمار سپاه اسلام ١٥٠٠ تن بود و در فتح مكه سپاه ده هزار نفرى اسلام در مقابل مجموعه اهل مكه قرار گرفتند. همچنين حفظ اين برترى در بيشتر سريه‌هاى اعزامى مد نظر بوده است.
چنانچه ايشان در نبردى موفق به تأمين نيرويى برتر از دشمن نمى‌شد،- مثل جنگ حنين- از هجوم برق‌آسا استفاده مى‌كرد. در اين جنگ شمار سپاه اسلام، در مقابل بيست هزار نفر نيروهاى قبايل ثقيف، هوازن و قبايل ديگر، تنها دوازده هزار تن بود. ويژگيهاى اين هجوم اينها بود: فرماندهى‌اى كه با حفظ احتياط و پايدارى كامل بر اوضاع دگرگون شده مسلط شد، تعيين زمان، سريع‌تر بودن مسلمانان نسبت به دشمنان، تغيير و تحول سريع، انتخاب زمين متناسب با شرايط استقرار، و شناسايى كامل دشمن. همه اين عوامل موجبات برترى و پيروزى سپاه اسلام را فراهم ساخت.
٤- ٣. تعقيب‌ تعقيب عبارت است از پيگرد دشمن- پس از انجام يك هجوم موفق- با هدف نابودسازى و از بين بردن شكست‌خوردگان فرارى.
رسول خدا (ص) اين نوع جنگ را در هيچ يك از نبردهاى پيروزمندانه‌اش به كار نگرفت‌