آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٨٣

دهنده آن گردان مى‌داد «١» و چنانچه ميزان نيروى قبيله‌اى به يك گردان نمى‌رسيد، آن را با قبيله ديگرى تلفيق مى‌كرد و فرماندهى اين مجموعه را به يكى از افراد اين قبائل تلفيق شده مى‌سپرد. «٢» ٢. اداره رايزنى‌ اداره رايزنى عهده‌دار مشورت دادن به فرمانده كل در امور نظامى بود. رأى اين شورا الزام‌آور نبود، و از شمارى فرماندهان نظامى مهاجر و انصار و ديگر قبايل تشكيل مى‌گرديد.
رسول خدا (ص) پيوسته با اعضاى اين اداره مشورت مى‌فرمود و نظر آنان را در اعلان جنگ و پيكار دشمن و در كمك گرفتن از انصار و تمركز نيروها جويا مى‌شد، مانند اين موارد:
جنگ بدر، اقامت يا خروج از مدينه براى رويارويى با قريش در جنگ احد، كندن خندق در احزاب و مصالحه با غطفان بر سر ١٣ محصول خرماى مدينه، جنگ يا صلح در غزوه حديبيه، استقرار و انتقال مقر فرماندهى در غزوه خيبر، يورش به سرزمين روم يا بازگشت به مدينه در جنگِ تبوك. در برخورد ميان ارتش روم و سپاهى كه فرماندهى آن با زيد بن حارثه بود نيز عنصر مشورت ديده مى‌شود و طى آن زيد متوجه شد كه رأى اكثر رزمندگان بويژه جانشين او يعنى عبدالله بن رواحه بر ادامه جنگ است.
نكته شايان توجه اينكه با وجود اختلاف موضوع مشورت در نقاط مختلف و موقعيتهاى نظامى گوناگون، شوركنندگان ديدگاههاى خود را با صداقت و صراحت ابراز و درباره آن بحث مى‌كردند.
رسول خدا (ص) نيز ضمن نظرخواهى از ديگر اعضاى شورا ديدگاههاى خويش را ابراز مى‌داشت. در جنگ احد، در حالى كه او خود ماندن در مدينه را ترجيح مى‌داد، رأى اكثريت را مبنى بر بيرون رفتن از شهر پذيرفت و بدين وسيله به يكى از اصول دموكراسى يعنى پيروى اقليت از اكثريت عمل كرد و شوراى فرماندهى را كه امروزه در اغلب كشورهاى جهان مرسوم است تشكيل داد. آن حضرت، استبداد و فردگرايى را به دور افكنده، از خودگرايى به دور بود.