آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٨٢
غزوه ذى أمَرّ با شمار بيشترى بيرون رفت. در غزوه تبوك و چند جنگ ديگر، كل سپاه را حركت داد. حضرتش با اين شيوه يكى از اصول جنگ يعنى صرفهجويى در قوا را به كار مىبست.
١١- ١. سازماندهى نظامى به ساختار تقسيم نيروها در واحدهاى گوناگون با در نظر گرفتن مأموريت، نوع جنگ، زمين و ماهيت رزمندگان، نيروى دشمن و اسلحه مورد استفاده طرفين، سازماندهى گويند.
هدف رسول خدا (ص) از سازماندهى نيروها، سهولت فرماندهى، تسلط بر سپاه در اثناى پيكار، تحرك و يا تمركز بود. آن حضرت واحدهاى گوناگون را زير فرمان يك فرمانده قرار مىداد، و سلاحهاى موجود را ميان آنها به تناسب تقسيم مىكرد- مانند فتح مكه- و به مقتضاى وضعيت، نسبت نيروها را تعديل مىفرمود. در غزوه فتح، مهاجران را در سه گردان دويست نفره، اوس را در شش گردان ٣٥٠ نفره و اسلم را در يك گردان دويست نفره سازمان داد. ديگر گردانها نيز به همين شيوه سازماندهى مىشدند. گاه واحدهاى جديدى تشكيل مىداد، همانند گردان تيراندازان در جنگ احد، و گاه متناسب با اوضاع جنگ در سازماندهى سپاه تجديد نظر مىكرد، چنانكه سازماندهى غزوه فتح با غزوه حنين به طور كامل متفاوت بود. همچنين ضمن تشكيل يك يگان، ميان تخصصهاى گوناگون آن هماهنگى ايجاد مىكرد، به گونهاى كه بتوانند به طور مستقل بجنگند، مانند تشكيلات چهار يگانى كه به مكه حمله كردند. آن حضرت به تناسب شمار افراد هر قبيله، نيروهايشان را در صفهاى يك، دو، سه و يا چهار ستونى تقسيم مىكرد. براى مثال، صفوف قبايل كنانه، بنى ليث، حمزه و سعد بن بكر، به فرماندهى ابوواقد ليثى يك ستونى بود. صفوف قبيله اشجع دو نفره، قبيله مزينه سه ستونى و قبيله جهينه چهار ستونى بود. اين تقسيمبندى موجب قدرت انعطاف و سرعت سپاه در هنگام اتخاذ مواضع جنگى مىگشت. يادآور مىشود كه نيروهاى مسلح در عصر ما تنها بر اساس صفوف سه يا چهار ستونى سازماندهى مىشود.
آنچه در سازماندهى نيروهاى اسلام به شكل يادشده مؤثر بود، تصوير روشن و احاطه كامل فرماندهى نسبت به مسائل جنگ بود. سازماندهى جنگى با سازماندهى رژهاى كه در برابر ابوسفيان انجام شد متفاوت بود. رسول خدا (ص) فرماندهى هر گردان را به رئيس قبيله تشكيل