آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ٥٣
پيامبر (ص)، اعراب حامى دين گرديدند، بر اوضاع اجتماعى حاكم شوريدند و سرانجام به سرورىِ ديگر ملل نايل آمدند. آنان مشعل رسالت را فرا راه خود نهادند و در دنيا به راه افتادند و همراه آن حضرت به جهاد پرداختند. اندك تأملى در اين تحول عظيم نشان مىدهد كه رسول خدا (ص) خردمندترينِ جهانيان بوده است.
رسول خدا (ص) در پرتو خرد خويش، در زمينههاى جنگ، حكومت، مديريت، سياست، اقتصاد و جامعه و غيره اسلوبهاى نوينى ابتكار فرمود. در جنگ بدر نظام صف را پديد آورد و در غزوه احزاب خندق را كند و در غزوه حديبيه با قريش به گفتوگو پرداخت و با آنها معاهداتى بست كه نتايج سودمند آن بعدها آشكار شد. آن حضرت براى نيل به پيروزى در نبرد با دشمنان، از ابزارهاى نوين كمك مىگرفت و آنان را سرگشته و حيران مىساخت.
از بارزترين و مهمترين ويژگيهاى عقلى رسول خدا (ص)، حكمت، تفكر و نگرش در پيامد كارها بود كه در صحنههاى گوناگون نبرد تجلى مىيافت. براى مثال، نخستين پيكارگران را از ميان مهاجران (نه انصار) برگزيد. دليل چنين گزينشى از سوى آن حضرت وجود عوامل زير بود:
١. بر طبق پيمان عقبه دوم انصار تنها وظيفه دفاع از پيامبر (ص) را در مدينه پذيرفته بودند.
٢. اين عمل موجب مىشد كه انصار به جايگاه نظامى مهاجران پى ببرند.
٣. اين رفتار به انصار مىفهماند كه قطع نظر از پيمان عقبه بايد همراه مهاجران در جنگ شركت جويند.
همچنين پيامبر خدا (ص) با برقرارى پيمان با قبايل مجاور به منظور تسلط بر راههاى ساحلى كه در آمد و شد كاروانهاى قريش به سرزمين شام پيموده مىشد، خردمندى خويش را آشكار ساخت.
در غزوه احد به تيراندازانى كه در كوه مستقر بودند فرمان داد كه تا دستور بعدى جايگاهشان را ترك نكنند، اما پس از آنكه تيراندازان به تصور شكست دشمن، بر خلاف فرمان آن حضرت دره را ترك كرده به جمع غنائم پرداختند، ديديم كه روند حوادث ميدان نبرد به نفع دشمن تغيير كرد.
پيامبر خدا (ص) با يهود و منافقانى كه در مجاورتش بودند، داد و ستد مىكرد و با حكمت و موعظه حسنه آنان را دعوت مىفرمود.