آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٦٠
پايدار مىماند كه از دعوت پشتيبانى و از نظام پاسدارى كند و اين قدرت در بازوى مؤمنانى نهفته بود كه همراه او از مكه به مدينه هجرت كردند. مهاجران دستههاى نخست مجاهدان را تشكيل مىدادند، در حالى كه انصار در وهله دوم به سپاه اسلام پيوستند.
پس از وجوب جهاد، تأثير تعاليم نظامى رسول خدا (ص) نيز به وضوح آشكار گشت، زيرا آن حضرت سپاه اسلام را تشكيل داد و با اعزام غزوهها و سريههاى پى در پى آموزش آن را تكميل كرد. اين سپاه، تحقق بخش اهداف سياسى و نظامى مورد نياز براى تثبيت حكومت و نشر دعوت بود. در پرتو عمليات نظامى، آمال و آرزوهاى مجاهدان برآورده مىگشت و به كارِ مشترك زير نظارت فرماندهى واحد خو گرفتند و مهابت مسلمانان در دل دشمنان رسوخ كرد.
رسول خدا (ص) به آمادهسازى و آموزش نظامى سپاه استمرار بخشيد تا اينكه به سطوح بالاى آمادگى جنگى دست يافتند و قدرت رويارويى با دشمن را پيدا كردند و در جنگهاى بزرگ درگير شدند و پيروزى هميشه با آنان يار بود.
هدف جنگ، دفاع از خود، تأمين دعوت و دفاع در برابر كسانى بود كه قصد مقابله با دعوت اسلامى را داشتند. بررسى روند غزوهها و نبردهايى كه رسول خدا (ص) فرماندهى كردند، نشان مىدهد كه بارزترين عوامل پيروزى اينها بودند:
١. رسول خدا (ص) در طى نبردهايش اصولى را به كار گرفت كه براى دشمن ناشناخته بود، مانند سازماندهى، شناسايى، تعيين هدف، تمركز نيروها در جهات اصلى و بيشتر در نقاط آسيبپذير دشمن، غافلگيرى، سرّى بودن عمليات، سرعت، مانور، قدرت معنوى، تأمين فراگير نبرد شامل تأمين لجستيكى، كه دقيقاً همان اصول معمول در جنگهاى امروزى است.
همچنين انواع جنگهايى كه رسول خدا (ص) عليه دشمن به كار مىبست، در پيروزى بر دشمن تأثير بسزايى داشت. جنگ روانى، روحيه دشمن را ضعيف و نابود مىكرد و در بيشتر جنگها موجب مىشد كه پيش از آغاز جنگ آوازه قدرت و صلابت سپاه اسلام ميان آنها بپيچد.
جنگ انقلابى كه همه ملت از نظامى و غيرنظامى در آن شركت مىكردند، به شيوههاى