آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٣٠
باورانيد كه رسيدن به شامات دور و سخت نيست و آنان را بر تحمل مشقتها و سختيها، راههاى دراز و شرايط سخت بيابان آماده ساخت. برخى از قبايل هممرز را به اطاعت در آورد و با برخى ديگر پيمان دوستى بست تا اينكه سپر محافظ يا پايگاه مقدم سپاه اسلام در برابر روميان باشند، و در جنگ موته راه هجوم به امپراتورى روم را گشود.
جنگ روميان از تكنيكى عالى برخوردار بود، زيرا از تجهيزات فنى پيشرفته و متنوع بهرهمند بودند و سلاح و نيروى رزمى فراوان داشتند. ولى تحرك اين نيرو كُند بود و قدرت مانور اندكى داشت، زيرا به علت استفاده از كمان با پا، در حالت توقف تيراندازى مىكردند.
نيروهاى رومى همچنين آموزش نظامى نديده، و از نظر نژادى ناهمگون و آميزهاى از اعراب و روميان بودند. آنان هيچگاه فرصت انجام مانورهاى مشترك نيافته بودند و اين امر موجب فقدان همكارى و هماهنگى ميان آنان مىشد. علاوه بر آن ضعف فرماندهى سپاه روم نيز از سرعت و صلابت نيروهاى جنگى مىكاست.
در مقابل، سپاه اسلام از امتيازهاى زير برخوردار بود:
١. تعرض پيوسته و مستمر به دشمن.
٢. جنگ روانى.
٣. تقويت مرزهاى شمالى به عنوان يك موضع استراتژيك.
٤. انتقال جنگ به بيرون از سرزمين خودى.
٥. ثبات و پايدارى عليه دشمن برتر.
٦. استفاده از فنون جنگى به ماهرانهترين وجه.
امتيازهاى ياد شده در پرتو رعايت اصول زير حاصل گرديده بود:
١. جنگ سيّال.
٢. عقبنشينى منظم كه سپاه را از نابودى حتمى مىرهانيد.
٣. برخوردارى از انعطاف در پرتو مانورهاى بسيار.
٤. سبكى تحرك، زيرا رزمنده مىتوانست در حال حركت تيراندازى كند و بدين وسيله چنان بر صلابت و ثبات خود بيفزايد كه گويى سلاح يا ساز و برگ جنگى به همراه ندارد تا او را از پيشروى و عقبنشينى بازدارد! ٥. قدرت اعتقادى.