آيين نبرد در عصر پيامبر(ص)

آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٢٤

نخستين نبرد مسلحانه‌اى بود كه سپاه اسلام كارآيى جنگى خود را بويژه در گزينش جايگاههاى استقرار و ابتكار آرايشهاى منظم جنگى در عمق، آموزش، روحيه، اعتقاد نوين، انضباط داوطلبانه، حسن سازماندهى و فرماندهى و ساختن رزمندگانى استوار آشكار ساخت.
با آنكه عِدّه و عُدّه قريش بيش از اين سپاه بود، سرانجام روشن شد كه پيروزى از آن كسى است كه از جنبه‌هاى كيفى برخوردار است و نه آنكه شمار بسيار دارد. دشمن از اين رخداد سراسيمه گشت و بر رهبرى و منافع تجارى‌اش بيمناك شد. پاسخ قريش به اين پيروزى (بدر) ضعيف بود، به طورى كه ابوسفيان به مدينه حمله برد و پس از قتل دو تن غير نظامى به مكه عقب‌نشينى كرد. پيامبر خدا (ص) به تعقيب ابوسفيان پرداخت، ولى او گريخته بود.
فشار بر قريش بويژه محاصره اقتصادى استمرار يافت، زيرا فرمانده كل زيد بن حارثه را به منظور تعرض به كاروان قريش به «قَرَدَه» اعزام فرمود كه بر آنها چيره شد.
دشمن براى گرفتن انتقام و شكستن محاصره، سپاهى انبوه فراهم آورد و جنگ احد رخ داد. در اين جنگ گرچه در وهله نخست پيروزى از آن سپاه اسلام بود، ولى در مرحله دوم به سبب مخالفت تيراندازان از فرامين فرمانده كل و پرداختن به جمع‌آورى غنائم، جنگ به نفع قريش تمام شد. باز در مرحله سوم، جنگ به نفع سپاه اسلام بود، زيرا رسول خدا (ص) موفق گرديد با سازماندهى دوباره سپاه خودى، در جنگ پايدارى كند و در غزوه حمراء الاسد به رغم جراحتهاى فراوان تعداد زيادى از رزمندگان، پيروز شود. اين پيروزى در پرتو فرماندهى دورانديشانه، تصميم‌گيرى و شجاعت، و نيز جنگ روانى پيامبر خدا (ص) عليه دشمنى بود كه شكست‌گونه عقب‌نشينى كرد.
پس از يك سلسله پيروزيهاى رسول خدا (ص) بر قريش، يهود و قبايل عربى مخالف، بر همه اينان روشن شد كه گسترش اسلام رو به افزايش است و بناچار بايد براى از ميان برداشتن و نابود ساختن سپاه اسلام اقدام كنند. به اين منظور با انجام يك قيام همگانى اتحادى بزرگ متشكل از قريش، برخى قبايل عرب و يهود عليه مسلمانان پديد آوردند و جنگ خندق رخ داد.
احزاب با يك نيروى انبوه ده هزار نفرى راه مدينه را در پيش گرفتند، اما در كنار خندق بزرگى كه سپاهيان اسلام حفر كرده بودند متوقف شدند. آنان براى گذشتن از خندق تلاش‌