آيين نبرد در عصر پيامبر(ص) - ضاهر وتر - الصفحة ١٠٤
٣. برخى از تجهيزات و سلاحها را تكميل مىكرد. بدين منظور، از صفوان بن اميه مقدارى سلاح به عاريت گرفت و مقدار ديگرى را خريد.
٤. مردم را تشويق فرمود تا براى تهيه سلاحهاى لازم بذل مال كنند.
٥. روحيه رزمندگان را بالا مىبرد.
٦. باور به حقانيت جنگى را كه مسلمانان بدان اقدام مىكردند در وجود آنان شعلهور مىساخت و روحيه حماسه آفرينى و پيكارجويى را در آنان برمىانگيخت.
٧. دستگاه تبليغى و اطلاعرسانىاش را متوجه جنگ با دشمن مىكرد و آن را براى بيدارى دشمنان اعزام مىنمود.
با اين تمهيدات سپاه و مردم، هر دو، نداى او را لبيك گفته و هيچ كس سرپيچى نمىكرد و در كوتاهترين زمان ممكن به تشكيلات نظامى مىپيوستند. در برخى از جنگها پيوستن مردم به سپاه از ٢٤ ساعت تجاوز نمىكرد. از امتيازهاى بسيج در سپاه اسلام اين بود كه مردم كاملًا داوطلبانه به جنگ مىشتافتند و از سر عشق و ايمان، مال و جان خويش را مىبخشيدند.
١١- ١. پاسخ به دشمن با شيوه مناسب واكنش رسول خدا (ص) در برابر هجوم دشمنان به يكى از شيوههاى زير نشان داده مىشد:
١. واكنش باز دارنده؛ در اين شيوه دشمن به محض آشكار شدن نيات هجومىاش به مدينه، از سوى آن حضرت مورد حمله قرار مىگرفت، مانند غزوهها و سريههاى بنى سليم، ذى امر، بُحران، ذات الرقاع، دومة الجندل و بنى مصطلق.
٢. واكنش تأديبى؛ اين شيوه عليه گروههاى پيمانشكن و جنگطلب و كسانى كه به نظم و قانون بىتوجه بودند به كار گرفته مىشد و اغلب با هشدارهاى قبلى همراه بود، مانند غزوههاى بنى قينقاع، بنى نضير، بنى قريظه و خيبر.
٣. واكنش شديدتر؛ و آن مقابله با تجاوز با واكنشى شديدتر است، بهگونهاى كه دشمن فكر تجاوز را براى هميشه از سر به در كند و از لشكركشى دوباره عليه دولت اسلامى ناتوان بماند، مانند همان چيزى كه براى بنى قريظه پس از پيمانشكنى، و جمعآورى نيرو و حمل سلاح بر ضد سپاه اسلام اتفاق افتاد كه به نابودى و هلاكتشان منجر شد، يا آن چيزى كه براى ابوسفيان- فرمانده سپاه دشمن- رخ داد و تهديد او با تهديدى شديدتر و كوبندهتر پاسخ داده شد.