راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٩٠ - اخلاص سید حامدحسین هندی
تمام کارهاِی منزل او را انجام مِیداد. عالم سنِی اِینقدر به او علاقهمند شد که کلِید خانه را به او داد و مِیرحامدحسِین بهراحتِی وارد منزل مِیشد تا جاِیِی که شبها در کتابخانه اِین عالم سنِی مِیخوابِید.
شب که همه مِیخوابِیدند وِی تکتک کتابها را جستوجو مِیکرد تا آن کتاب را پِیدا کرد و از روِی آن نسخهبردارِی نمود. آنقدر براِی آن عالم سنِی نوکرِی کرد تا اِینکه رونوِیسِی کتاب را تمام نمود. نزد عالم سنِی رفت و به بهانه سر زدن به آشناِیان خداحافظِی کرد.
براِی رسِیدن به هند، سوار کشتِی شد، در راه، درِیا طوفانِی شد و جعبه چوبِی که کتاب در آن بود به درِیا افتاد. زحمت بسِیارِی کشِیده تا آن کتاب را بنوِیسد اما کتاب به درِیا افتاد؛ لذا خود را به درِیا انداخت و کتاب را گرفت. عبقات الانوار و ساِیر کتابهاِی او با چنِین زحماتِی نوشته شده است.
علماِی ما اخلاص داشتند، با اخلاص کار مِیکردند و اِین همه زحمت کشِیدند تا اِین دِین به دست ما برسد، حال من و شما هستِیم که باِید اِین دِین را با اعمال، رفتار و کردارمان حفظ کنِیم.
حد اخلاص
«قَالَ الصَّادِقُ ٧ : وَإِنَّ الْمُوقِنِينَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى (وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ)،١ وَأَدْنَى حَدِّ الْإِخْلَاصِ بَذْلُ الْعَبْدِ طَاقَتَهُ ثُمَّ لَا
١ . سوره حجر، آِیه ٩٩.