راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٤٩ - زهد و اخلاص امام خمینی رحمه الله
هم مدرّس خوبِی در حوزه نجف بود اما صاحب جواهر رحمه الله ، مرجع کل بود که همه از او تقلِید مِیکردند.
صاحب جواهر رحمه الله در هنگام وفات، به همه مردم و علما توصِیه کرد که از شِیخ انصارِی رحمه الله تقلِید کنند. پس از وفات صاحب جواهر رحمه الله ، شِیخ انصارِی رحمه الله مرجعِیت را نپذِیرفت. هرچه گفتند که صاحب جواهر رحمه الله شما را تعِیِین کرده و اگر نپذِیرِید حوزه نجف از هم مِیپاشد، او نپذِیرفت و گفت: ما هممباحثهاِی به نام «سعِید العلما» از اهالِی بابل مازندران داشتِیم که از من اعلم است؛ بنابراِین سراغ او بروِید.
نامهاِی به سعِید العلما نوشتند و ضمن شرح ماجرا، پرسِیدند که آِیا شما از شِیخ انصارِی اعلم هستِید؟ او در جواب نوشت: «هنگامِیکه هممباحثه بودِیم، من اعلم بودم اما چون من از تدرِیس کنارهگِیرِی کردهام ولِی شِیخ انصارِی در حوزه تدرِیس دارد، اکنون شِیخ انصارِی از من اعلم است؛ لذا باِید مردم از شِیخ، تقلِید کنند». بعد از اِین جرِیان، شِیخ رحمه الله رساله نوشت و مردم از او تقلِید کردند.
زهد و اخلاص امام خمِینِی رحمه الله
در عصر حاضر نِیز شاهد بودم که پس از فوت مرحوم آِیتالله العظمِی بروجردِی، مراجع، همه رساله دادند اما مرحوم امام قدّس سرّه حاضر به اِین کار نشد. هرچه اصرار کردند که درس شما از همه شلوغتر است و شاگردانتان از همه قوِیتر هستند پس شما رساله بدهِید، امتناع کرد. حضرت امام رحمه الله تا سالها رساله ننوشت و پس از مدتِی، شاگردانش، رسالهاش را چاپ