راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢٩ - رابطه قوای ظاهر و باطن
با چشم سر فقط مِیتوان ظواهر عالم را دِید و راهِی به معنا نخواهِیم برد. براِی رسِیدن به عالم معنا باِید بصِیرت ِیافت و با بصِیرت در اِین راه قدم برداشت.
تخِیلات، تابع علاقات
پروفسور برلون پس از جراحِی آِیتالله مِیلانِی، مسلمان شد. وِی در پاسخ به علت مسلمان شدنش گفت: وقتِی کسِی را بِیهوش مِیکنِیم هنگام به هوش آمدن، حرفهاِیِی درباره چِیزهاِیِی که واقعاً به آنها علاقه دارد، مِیزند. شخص در اِین حالت، توجّهِی ندارد چه کسِی اطراف او وجود دارد و چه مِیگوِید؛ بدون اختِیار خواستههاِی نفسانِیاش بروز و ظهور مِیکند. آِیتالله مِیلانِی وقتِی بههوش مِیآمد، دعاِی «ابوحمزه ثمالِی» را قرائت مِیکرد. من ِیکِی از عالمان بزرگ مسِیحِی را هم عمل کردم؛ زمانِی که بههوش مِیآمد، ترانههاِی کوچهبازارِی جوانان را مِیخواند؛ فهمِیدم که دِین آِیتالله مِیلانِی بهحق است؛ پس مسلمان شدم.
او پس از مسلمان شدن مدتِی در مشهد زندگِی کرد، پس از فوتش در مقبره خواجه ربِیع، دفن شد.
تخِیلات انسان، گاهِی در اختِیار انسان نِیست؛ نماز شب مِیخوانِی و زبان، «العفو» مِیگوِید اما ذهن، جاِی دِیگرِی رفته است که نباِید برود. انسان واقعِی کسِی است که بتواند بر ذهن خودش حاکم باشد. انسان به هرچِیزِی عشق داشته باشد، تخِیلاتش هم به سمت همان مِیرود.