راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ٢١٩ - زهد شیخ انصاری رحمه الله
آنها را برطرف کند. انسانهاِیِی هم هستند که در جهل مرّکب مِیمانند، گمان مِیکنند که بهترِین افراد هستند، بهترِین کارها را انجام مِیدهند و ازخودراضِی هستند؛ اِین افراد حکمت ندارند. خداوند اگر لطف کند و انسان، زاهد باشد، مقدارِی دنِیا را کنار بگذارد و آن را هدف اصلِی خود قرار ندهد، به اِین مقام مِیرسد که خداوند به او کمک مِیکند. خداوند ملائکهاِی را مأمور مِیکند که همراه با انسان، او را راهنماِیِی مِیکنند تا کارهاِی صحِیح و اشتباه را تشخِیص دهد.
شِیخ انصارِی رحمه الله زهد مجسم
مرحوم مِیرزا حبِیبالله رشتِی که از شاگردان مرحوم شِیخ انصارِی است و خود، مرد زاهدِی بوده است نقل کرده است: با مرحوم شِیخ انصارِی به مسافرت رفتِیم و در کنار هم بودِیم. جز نان، غذاِی دِیگرِی نداشتِیم. به مرد عربِی رسِیدِیم که ظرف ماستِی داشت، تصمِیم گرفتِیم که ماست را از او بخرِیم و نان و ماست بخورِیم. مرد عرب قِیمت بالاِیِی را براِی ماست تعِیِین کرد و آن را به چهار پول مِیفروخت. مرحوم شِیخ انصارِی فرمود که قِیمت آن دو پول است نه چهار پول! با اِینکه مرحوم شِیخ انصارِی به سه پول راضِی شد اما مرد عرب به کمتر از چهار پول راضِی نشد. به مرحوم شِیخ گفتم که چهار پول را بدهِیم و ماست را بخرِیم. مرحوم شِیخ انصارِی نپذِیرفت که ماست را گران بخرد؛ بنابراِین مقدارِی آب آوردِیم و نان را در آب زده و خوردِیم.
مرجع تقلِید شِیعِیان با اِینکه پول زِیادِی در اختِیار داشت حاضر