راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٩٠ - یاد مرگ
شکر مِیکند. همانگونه که در غنا و بِینِیازِی توجه به خدا دارِیم و او را شکر مِیکنِیم باِید در سختِی و تنگدستِی هم شاکر پروردگار باشِیم.
شِکوه از خداوند
نباِید شِکوه از خداوند را براِی مردم بِیان کرد. اِین کوتهفکرِی انسان است که نزد مردم نشسته و بگوِید که خداوند چه بلاِیِی بر سرش آورد و چه مشکلاتِی براِیش به وجود آمد. باِید همِیشه در مقابل خداوند صبور بود و هرچه مِیخواهِیم از خداوند بخواهِیم، نه اِینکه زبان به شکوه گشوده که چرا فلان اتفاق ِیا مشکل براِی من به وجود آمد.
صبر مراجع
مرحوم آِیتالله العظمِی سِید ابوالحسن اصفهانِی ِیکِی از علماِیِی بود که مرجعِیت تام داشت و همه شِیعِیان مقلد او بودند؛ اِیشان مناقب و فضاِیل والاِیِی داشت. روزِی که اِیشان مشغول نماز جماعت بود و پسرش نِیز پشت سرش اقتدا کرده بود، ناگهان فردِی آمد و با خنجرِی پسر سِید ابوالحسن اصفهانِی رحمه الله را به قتل رساند اما اِیشان، نماز را ادامه داد و تمام کرد.
پسر مرحوم سِید ابوالحسن اصفهانِی، امور مربوط به پدر را اداره مِیکرد؛ ازجمله اِینکه نامههاِی مراجعان را به اِین مرجع تقلِید مِیرساند و پاسخ آنها را باز مِیگرداند. قاتل، کسِی بود که در دادن نامه، با پسر آِیتالله العظمِی سِید ابوالحسن اصفهانِی رحمه الله ، دچار اختلاف شده بود.
آن قاتل، به جرم قتل پسر مرجع کل شِیعِیان جهان در صحن