راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٧٨ - فصل چهارم برخی از مقامات سلوک
بگذراند و به خداوند مِیگوِید: از تو مِیخواهم کمکم کنِی و دست من را بگِیرِی تا نِیازمند کسِی نشوم.
حصول توکل
باِید توجه داشت که توکل بر خداوند، ِیکدقِیقهاِی براِی انسان حاصل نمِیشود، بلکه زِیربناِی زندگِی شما باِید روِی توکل بر خداوند بنا شود. اِین مسئله باِید در ابعاد مختلف باشد؛ زِیرا هر روز با مشکلات مختلفِی مواجه هستِیم.
آِیا در مشکلات، اول از دوستان و آشناِیان کمک مِیگِیرِید ِیا ابتدا دو رکعت نماز مِیخوانِید و از خداوند مِیخواهِید که مشکلتان حل شود و سپس به سراغ تلاش و کوشش مِیروِید؟ آِیا دستتان را بلند مِیکنِید و از خداوند مِیخواهِید که مشکلتان را حل کند؟ انسان متوکل در هر مشکلِی نخست، سراغ خداوند مِیرود. ابتدا به خداوند مِیگوِید: «خداوندا! اِین مشکل براِی من پِیش آمده است خودت راهش را براِی من پِیدا کن. مسِیر صحِیحِی پِیدا شود تا اِین مشکل من حل شود»، سپس تلاش مِیکند تا با آنچه به ذهنش آمده مشکلش را حل کند.
روحِیه توکل مانند درختِی است که انسان آن را آبِیارِی مِیکند که هر روز بزرگتر مِیشود، توکل نِیز در وجود انسان باِید هر روز آبِیارِی شود و مراقب باشد تا هر روز، توکلش بِیشتر شود. انسان گاهِی به فکر دهسال آِینده، گاهِی به فکر ِیک سال آِینده و گاه به فکر فرداِی خود است، توکل انسان متفاوت است. گاه بِیتوجه به توکل، به اِین و آن تمسک مِیکند