راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٢٤ - مانع ترقّی و تکامل
«الْعُجْبُ صَارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ دَاعٍ إِلَى الغَمْطِ وَالْجَهْل».١ عجب از فراگِیرِی علم بازمِیدارد و به کوچک شمردن دِیگران و نادانِی دعوت مِیکند. کبر باعث مِیشود که انسان، حق دِیگران را نِیز ناچِیز بداند و به خود اجازه دهد که حقوق را پاِیمال کند.
«رضاك عن نفسك من فساد عقلك».٢ کسِی که عقلش فاسد و کوتاهنظر است اعمال خود را بالاترِین و خود را برتر از دِیگران مِیبِیند. اِین دِیدگاه باعث مِیشود که شخص از درون پوک و پوچ شود. عجب، نهتنها مانع از تکامل است بلکه عقل را نِیز فاسد مِیکند و به تباهِی مِیکشاند «ألعجب يفسد العقل».٣ در اِین حالت، شخص مانند گردوِیِی است که آفت، مغز درونش را از بِین برده و فقط پوستهاِی از آن باقِی مانده است.
وقتِی عمل، آلوده به کبر شود اِین آلودگِی به عقل نِیز سراِیت مِیکند و به عقل آسِیب جدِی مِیزند «مَنْ أَعْجَبَ بِفِعْلِهِ أُصِيبَ بِعَقْلِهِ».٤ تا جاِیِی که امام صادق ٧ عجب را همان جهل مِیداند «لَا جَهْلَ أَضَرُّ مِنَ الْعُجْب»؛٥ عجب، جهلِی است که مضرتر از آن براِی انسان وجود ندارد؛ زِیرا رِیشه آن ممکن است جهل به عِیبها و نقصهاِی درونِی