راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١١٧ - مراتب عجب
دراِینصورت عجب ندارِی اما اگر نق مِیزنِی و مِیگوِیِی: «چرا من؟» بدان که مشکل عجب دارِی.
به خانوادههاِیتان هم ِیاد بدهِید که چنِین روحِیه اِی نداشته باشند. گاهِی شما خوب هستِید اما خانواده ها مِی گوِیند: «ما که خلاف و کار بدِی نکردهاِیم، ما که همِیشه براِی اسلام زحمت کشِیده و فداکارِی کرده-اِیم، چرا فرزند من باِید چنِین شود؟ چرا زندگِی ما باِید اِینگونه شود؟». به خانواده خود بِیاموزِید که هرگاه مشکلِی براِیتان پِیش آمد، فوراً خدا را شکر کنِید؛ خداوند را شکر کنِید که بدتر نشد. سر به سجده بگذارِید و خدا را شکر کنِید.
عُجب، اثر عبادات را باطل مِی کند. نماز شب ها، عبادت ها، خلوص ها و گرِیه ها ِیکباره از بِین مِی رود. اگر عجب بِیاِید، مقامات عالِی انسان ازبِین مِیرود.
همِیشه بعد از نماز، شکر کنِید و بگوِیِید: «أشکر الله علِی نعمائه». خِیلِیها مشکلات بِیشتر از من دارند و وضعِیت من از خِیلِیها بهتر است. خداوند، نعمت دست و پا به من داده است درحالِی که خِیلِیها اِین دست و پا را ندارند.
عجب اگر مرحله به مرحله بالا برود باعث هلاکت مِیشود. طورِی مِیشود که خود را بزرگ و دِیگران را کوچک مِی بِینِیم؛ فکر مِیکنِیم که هِیچ کس، دِین، اِیمان و اخلاص ما را ندارد. خود را انسانِی عالِی درجهِیک مِی دانِیم. اِین روحِیه منجر به تکبر و فساد مِی شود و درنهاِیت باعث هلاکت است.