منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٤٧ - الفصل الثالث منها
بشما لباس فاخر، و واسع گردانيده بر شما أسباب معيشت را، پس اگر احدى مىيافت بسوى بقا نردباني يا از براى دفع مرگ وسيله و راهى هر آينه بودى آن شخص سليمان بن داود ٧ كه مسخّر شد از براى او پادشاهى جنّ و انسان با منصب پيغمبرى و بزرگي قرب و منزلت، پس زمانى كه استيفا نمود طعمه خود را و استكمال كرد مدّت عمر خود را انداخت او را كمانهاى فنا بتيرهاى مرگ. و گرديد شهرها از وجود او خالى و مسكنها از او معطل و وارث گرديد آنها را قوم ديگر، و بدرستى كه مر شما را در روزگارهاى سابقه هر آينه عبرتى است.
كجايند طايفه عمالقه و پسران عمالقه كجايند فراعنه و پسران فراعنه كجايند أصحاب مدينهاى رسّ كه كشتند پيغمبران را و خاموش كردند روشنائى طريقهاى مرسلين را و زنده كردند طريقهاى گردن كشان را و كجايند آن كسانى كه سير كردند با لشكرها و غلبه كردند با هزاران قشون و جمع آوردند لشكرها و بنا كردند شهرها را.
الفصل الثالث منها
قد لبس للحكمة جنّتها، و أخذها بجميع أدبها، من الإقبال عليها، و المعرفة بها، و التّفرّغ لها، و هي عند نفسه ضالّته الّتي يطلبها، و حاجته الّتي يسئل عنها، فهو مغترب إذا اغترب الإسلام، و ضرب بعسيب ذنبه و ألصق الأرض بجرانه، بقيّة من بقايا حجّته، خليفة من خلائف أنبيائه. ثمّ قال ٧: