منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٩ - الترجمة
بتقوى و پرهيزكاري، و گردانيد آنرا منتهى خوشنودي و حاجت خود از خلق، پس بپرهيزيد از خدائى كه شما در پيش نظر اوئيد، و پيشانيهاي شما در يد قدرت او است و گرديدن شما در قبضه اقتدار او است، هر گاه پنهان داريد چيزى را در قلب خودتان ميداند آنرا، و اگر اظهار نمائيد أعمال خود را نويسد آنرا، بتحقيق موكّل فرموده بان نوشتن ملائكه كه حافظانند با كرامت در حالتى كه اسقاط حق نمىكنند و إثبات باطل نمىنمايند، يعني چيز بي اصل را نمىنويسند.
و بدانيد بدرستى كه هر كس بترسد از خدا و صاحب تقوى باشد قرار مىدهد خدا از براى او بيرون آمدني از فتنها، و روشنى از ظلمتها، و مخلّد مىنمايد او را در چيزى كه خواهش دارد نفس او، و نازل مىفرمايد او را در منزل كرامت در نزد خود در خانه كه اختيار فرموده آنرا از براى خود، چنان خانه كه سقف آن عرش او است، و نور آن جمال او است، و زيارت كنندگان آن ملكهاى او است، و رفيقهاى آن پيغمبران او است.
پس بشتابيد بسوى معاد، و سبقت كنيد بسوى أجلها از جهت اين كه مردمان نزديكست كه بريده شود از ايشان آرزوها، و در يابد ايشان را أجلها، و بسته شود بروى ايشان در توبه.
پس بتحقيق كه صباح كرديد در مثل چيزى كه سؤال كردند بر گشتن بسوى آنرا اشخاصى كه بودند پيش از شما، و شما أبناء السّبيل هستيد بر سفر كردن از خانه كه نيست خانه شما، بتحقيق كه اعلام كرده شديد بكوچ كردن از آن، و مأمور شديد در آن بأخذ كردن توشه.
و بدانيد بدرستى كه نيست مر اين پوست لطيف را صبر كردن بر آتش سوزان پس رحم نمائيد نفسهاى خود را پس بدرستى كه شما تجربه نموديد نفوس خود را در مصائب و صدمات دنيا، پس ديدهايد جزع و فزع يكى از شما را از خارى كه برسد بأو يا لغزيدني كه خون آلود سازد او را، يا زمين بسيار گرمى كه بسوزاند او را، پس