منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٤٥ - و من خطبة له
يكى أبو موسى أشعرى بود و يكى عمرو بن عاص پس عهد و ميثاق گرفتيم بر ايشان كه وا ايستند و حبس كنند نفس خود را در نزد قرآن و تجاوز نكنند از آن و باشد زبان ايشان با آن قرآن و قلبهاى شان تابع آن، پس هر دو گمراه شدند از قرآن و ترك كردند حق را و حال آنكه هر دو مىديدند حق را، و بود جور و ظلم آرزوى ايشان و كجى و اعوجاج رأى ايشان.
و بتحقيق كه سابق شده بود استثنا كردن ما بر آن دو مرد در خصوص حكم كردن با عدالت و عمل كردن بحق بدى رأى ايشان را و ستم كردن ايشان را در حكمى كه مىنمايند، يعني استثناء كرده بوديم كه ايشان با رأى فاسد خود رفتار نكنند و با حكم جور حكم ننمايند، و وثوق و اعتماد در دست ما است از براى نفسهاى خود ما در وقتى كه مخالفت راه حق كردند و آوردند چيزى را كه غير معروف بود از حكمى كه بعكس حكم قرآن بود و بر خلاف شرط ما.
و من خطبة له ٧
و هى المأة و السابعة و السبعون من المختار في باب الخطب خطبها بعد قتل عثمان في أوّل خلافته كما في شرح المعتزلي و البحراني.
لا يشغله شأن، و لا يغيّره زمان، و لا يحويه مكان، و لا يصفه لسان، لا يعزب عنه عدد قطر الماء، و لا نجوم السّماء، و لا سوافي الرّيح في الهواء، و لا دبيب النّمل على الصّفاء، و لا مقيل الذّرّ في اللّيلة الظّلماء، يعلم مساقط الأوراق، و خفيّ طرف الأحداق. و أشهد أنّ لا إله إلّا اللّه غير معدول به، و لا مشكوك فيه،