منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٩٨ - و من كلام له
بهشت عنبر سرشت.
بدرستى كه خداوند تبارك و تعالى حرام فرموده حرامى كه مجهول نيست و حلال كرده حلاليرا كه بىعيب است.، و تفضيل داده احترام مسلمان را بر جميع حرمتها و بسته باخلاص و توحيد حقهاى مسلمانان را در مواضع بستن آنها، پس مرد مسلمان آن كسى است كه سلامت باشند مسلمانان از زبان آن و از دست آن مگر بوجه حقانيت و حلال، نيست اذيت و آزار مسلمان مگر به آن چه كه واجب باشد.
مبادرت نمائيد بر كارى كه عام است و شامل بهمه عالميان، و بر آنچه كه مختص است بهر يكى از شما و آن مرگست پس بدرستى كه مردم در پيش شمايند و بدرستى كه ساعت ميراند شما را از پس شما باخرت، سبكبار بشويد تا لاحق باشيد بگذشتگان پس بدرستى كه انتظار مىكشد بسبب اوّل شما آخر شما.
بپرهيزيد و بترسيد از خدا در خصوص بندهاى او، و شهرهاى او، پس بتحقيق كه شما مسئول خواهيد شد از هر خوب و بد حتّى از بقعهاى زمين و از چهار پايان.
اطاعت كنيد خدا را و معصيت ننمائيد و زمانى كه به بينيد خير و خوبي را پس بگيريد آن را و أخذ نمائيد و چون مشاهده كنيد بد را پس اعراض كنيد از آن و اجتناب نمائيد.
و من كلام له ٧
و هو المأة و السابع و الستون من المختار في باب الخطب بعد ما بويع بالخلافة و قد قال له قوم من الصّحابة لو عاقبت قوما ممّن أجلب على عثمان فقال ٧:
يا إخوتاه إنّي لست أجهل ما تعلمون و لكن كيف لي بقوّة و القوم المجلبون على حدّ شوكتهم يملكوننا و لا نملكهم و ها هم