منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٧٠ - الترجمة
فأباح اللّه عزّ و جلّ قتال المشركين فأنزل: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ و اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ^ فقتلهم اللّه على يدي رسوله ٦ و أحبائه و جعل له ثواب صبره «و عجّل اللّه الثواب خ» مع ما ادّخر له في الاخرة فمن صبر و احتسب لم يخرج من الدّنيا حتّى يقرّ اللّه جلّ و عزّ عينه في أعدائه مع ما يدّخر له في الاخرة.
اللّهمّ اجعلنا صابرين على بلائك، راضين بقضائك، شاكرين على نعمائك، متمسّكين بالعروة الوثقى و الحبل المتين من ولاية أوليائك محمّد و عترته الطّاهرين صلواتك عليهم أجمعين.
الترجمة
از جمله خطب شريفه آن ولي ربّ العالمين و وصيّ خاتم النبيّين است متضمّن مدايح حضرت رسالت ٦ و مبيّن بعض وظايف امامت و مشتمل بر فضيلت تقوى و پرهيزكارى و مذمّت بيوفائى دنياى فاني مىفرمايد:
پيغمبر خدا ٦ امين وحى پروردگار است، و ختم كننده پيغمبران حضرت آفريدگار، و مژده دهنده است برحمت او، و ترساننده است از عقوبت آن، اى مردمان بدرستى قابل و لايق مردمان باين أمر خلافت قوىترين ايشان است بر او و داناترين ايشان است بأوامر خدا در آن، پس اگر كسى مهيّج شرّ و فساد بشود طلب مىشود رجوع او بسوى حق، و اگر امتناع نمايد بايد مقاتله بشود.
قسم بزندگاني خودم اگر باشد امامت اين كه منعقد نباشد تا اين كه حاضر بشود عموم خلايق نيست بسوى او هيچ طريق، و ليكن أهل امامت حكم ميكنند بهر كس كه غايب بشود در مجلس بيعت پس از آن نيست حاضر را اين كه رجوع نمايد از بيعتي كه نموده و نه غايب را اين كه صاحب اختيار باشد.
آگاه باشيد كه بدرستى كه من مقاتله ميكنم با دو كس يكى آنكه ادّعا نمايد چيزى را كه حقّ او نيست و ديگرى آنكه منع نمايد حقّي را كه بر ذمه او است.