منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٨٨ - الترجمة
در نصيحت مخاطبين و اظهار بعض مناقب خود مىفرمايد.
اى غافلاني كه غفلت كرده نشده از رفتار و كردار ايشان، و اى ترك كنندگان تكاليف خود كه أخذ خواهد شد از ايشان آنچه بايشان دادهاند از متاع دنيا، چيست مرا كه مىبينم شما از خداوند تبارك و تعالى كنار روندگانيد و بسوى غير او رغبت كنندگان، گويا كه شما چهار پايانيد كه برده باشد شبانگاه آنها را بسوى چراگاه و با آرنده و شرابگاه بيمار كننده جز اين نيست كه آن چهار پايان مثل حيواني مىباشند كه علف داده شده از براى كاردها يعني از براى كشتن كه نمىشناسند چه چيز اراده مىشود به آنها چون احسان مىشود به آنها، گمان ميكنند كه روزگار ايشان همين روز ايشان است و بس، و مىپندارند كه كار ايشان منحصر بسير بودن آنها است، قسم بخدا اگر بخواهم كه خبر دهم هر مردى را از شما بمكان خروج و محلّ دخول آن و بهمه شغل و شأن آن هر اينه ممكن است بمن اين كار، و لكن مىترسم كه كافر شويد در حق من برسول مختار ٦ آگاه باشيد بدرستى كه من رسانندهام اين اخبار غيبي را بخواص أصحاب خود از آن اشخاصى كه أيمني شده باشد اين كفر از ايشان.
و قسم بذاتى كه مبعوث فرموده پيغمبر را براستي و برگزيده او را بجميع خلق سخن نمىگويم مگر در حالت راستي و صدق و بتحقيق كه عهد فرموده حضرت رسالت ٦ بسوى من بهمه اين اخبار و بهلاكت كسى كه هلاك مىشود و بنجات يافتن كسى كه نجات خواهد يافت، و به عاقبت اين امر خلافت و باقي نگذاشت چيزى را كه خواهد گذشت بر سر من از حوادث روزگار مگر اين كه ريخت آنرا در گوشهاى من و رسانيد آن را بمن، أى مردمان بحق خدا تحريص نمىكنم شما را بر طاعتي مگر اين كه سبقت مىنمايم بشما بسوى آن طاعت، و نهى نميكنم شما را از معصيتي مگر اين كه خود دارى ميكنم پيش از شما از آن معصيت.