منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٨٧ - الترجمة
متفرّق ميشوند بعد از ايتلاف ايشان و پراكنده مىشوند از أصل خودشان، يعنى از امام مفترض الطاعة، پس بعضى از ايشان أخذ كننده باشد شاخه را از آن أصل كه هر جا ميل كند آن شاخه آن هم ميل مىكند با او با وجود اين كه بدرستى خداى تبارك و تعالى زود باشد كه جمع كند ايشان را از براى بدترين روزى از براى بني اميه ملعونين چنانچه مجتمع مىشود ابرهاى متفرقه در فصل پائيز.
الفت مىدهد خداى تعالى در ميان ايشان پس مىگرداند متراكم و بر هم نشسته مثل أبرهاى متراكم پس از آن بگشايد خداوند عزّ و جلّ از براى ايشان درهائى كه روان شوند از جاى هيجان ايشان مانند سيل دوبستان شهر سبا، بحيثيّتي كه سلامت نماند بر آن سيل كوه كوچكى و ثابت نشود مر آن را تلّي و باز نگرداند راه آن را كوه محكمي و نه پشتهاى زميني، متفرّق مىسازد ايشان را خداى تعالى در درونهاى واديهاى خود، پس در برد ايشان را در چشمهاى زمين و بگيرد بايشان از قومى حقهاى قوم ديگر را و جاى دهد قومى را در ممالك قومى، و سوگند بخدا هر آينه البته گداخته مىشود آنچه كه در دست بنى اميه است از ملك و سلطنت چنانچه گداخته شود دنبه بر آتش.
اى مردمان اگر خذلان نمىورزيديد از نصرت حق و سستى نمىكرديد از اهانت باطل، هر آينه طمع نمىكرد در شما كسانى كه مثل شما نبودند، و قوت نمىيافت كسى كه قوّت يافت بر شما، و لكن شما حيران و سرگردان شديد مثل حيرانى بني إسرائيل، و قسم بزندگانى خودم هر آينه افزون كرده شود از براى شما حيرانى و سرگرداني بعد از من افزونى فراوان بسبب اين كه واپس گذاشتيد حق را در پس پشتهاى خود و بريديد نزديكتر بسوى پيغمبر را و پيوند كرديد دورتر از آن را.
و بدانيد اين كه اگر شما تبعيت نمائيد دعوت كننده خودتان را كه منم ببرد شما را براه راست پيغمبر خدا و كفايت كرده شويد از مشقت كجروى، و مىاندازيد بار گران ثقيل را كه عبارت است از وزر و عذاب آخرت از گردنهاى خودتان.