آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧ - خلاصه در اين باب
و در اين صورت انوار جلال الهى بر بنده ميتابند و تشخص و اراده و شهوت او را ميسوزانند، و با ديده يقين كمال خدا و بقائش را مينگرند و فناء و ذل خود را دريابند، بىنيازى او و نياز خود را بنگرند، بلكه هستى عاريه خود را در برابر وجود او نيست شمارند، و توانائى ناچيز خود را در برابر قدرت كامله او هيچ بلكه از اراده و دانش و قدرت خود بكنار روند، و اراده و قدرت و علم خدا در آنها بكار افتد، نخواهند جز آنچه خدا خواهد و نيروى حق را در تصرف بكار برند مرده زنده كنند، خورشيد برگردانند، ماه را بشكافند، چنانچه امير المؤمنين ٧ فرمود: من در خيبر را به نيروى جسمانى نكندم بلكه بنيروى ربانى كندم.
و اين معناى فناء في اللَّه و بقاء باللَّه است كه قابل فهم است و منافى با اصول دين نيست. و بعبارت ديگر حجابهاى مانع از وصول بنده بخدا از نظر عبادت و درك مقام ممكن از معرفت از قبيل رياء و خودبينى و سمعه و مراء است، و حجب ظلمانيه كليه گناهانست، و چون اين حجب برداشته شوند خدا در دل بنده تجلّى كند و محبّت جز او را تا بخودش برسد ميسوزاند، و سخن در اين باره در كتاب ايمان و كفر تمام مىشود ان شاء اللَّه، اين همه موجب نشود كه دست از ظواهر آن اخبار برداشت مگر بواسطه معارضه اخبار صحيحه و صريحه كه مايه تأويل آنها گردند، و آغاز بيدينى تأويل بىدليل است، و اللَّه الهادى الى سواء السبيل[١]
[١] علامه مصنف رحمه اللَّه در اينجا بروش اهل ذوق رفته و مناسب است اشاره بدان شود تا سودش اعم و اتم گردد: عالم ماده جهان تكامل است و هر چيزى در آن بسوى كمال گرايد و نفس آدمى هم كه وابسته ببدن ماديست بسوى كمال گرايد تا بسر حد امكان رسد و بوجود اشرف پيوندد، و بايد منازل بسيارى ببالا رود در دو بخش ١- منازل مادى كه چون از آنها بگذرد بمقام تجرد رسد و از عالم طبيعت برهد ٢- مراتب عاليه بالاتر از آن كه صعود در مراتب وجود است تا آنجا كه براى ممكن توانائى بود.
و البته هر مرتبهاى از مراتب مانع و حاجبى است براى رسيدن بمرتبه بالاتر و چون از آن مرتبه بالا رود حجابى را برداشته و بوجود بالاترى رسيده كه بهاء و شرف و خرمى دارد و چون همه قيود عالم ماده را بكنار زند و بمقام تجرد رسد از همه حجابهاى ظلمانى گذشته و از هر گناهى پاك شده و همه اخلاق پست كه سرآمد آنها حب دنيا است از خود بدور كرده كه پيغمبر٦ هم فرموده« حب دنيا سر هر خطاء است» و اينك در برابر حجابهاى نورانى قرار دارد كه مراتب بينهايت وجودند و الطف و ادق هستند و نياز بهوش سرشارى دارند براى گذشتن از آنها و چه بسا سالك كه مرتبه پائين بماند و آن را پايان سفر خود پندارد، تا خداوند كه را شايسته داند و بعنايت خود او را از اين منازل ببالا كشاند و اينجا است كه بايد گفت: تا يار كرا خواهد و ميلش بكه باشد، تا نور حق در او بتابد و خدا از جلوههاى بينهايت خود براى او پردهاى بردارد و او را پايدار سازد تا اين راه دشوار را بسر برساند( خلاصهاى از پاورقى ص ٤٧- ٤٩).