آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٥ - روايات
ملزم، مصدر، هوبر، هوبل، موها، ديمر، دابر، حيفل، مسبل، گفته: آغاز سال را ديمر ميگرفتند كه ماه رمضانست.
و عرب همه روزهاى ماه را بيك نام نميخواندند مانند عجم بلكه براى هر سه شب از ماه خود نامى بمناسبت حال ماه برآورده بودند، ٣ شب اول را «غرر» ميناميدند كه بمعنى نخست هر چيز است و يا اينكه شكل ماه چون پيشانى سفيد اسب است، و سه ديگر را «نفل» ميناميدند از بخشش بىلزوم و برخى ٣ دوم را «شهب» ميگفتند، سه ديگر را «تسع» چون بنهم ختم ميشدند، و برخى اين سه را «بهر» ميگفتند كه روشنى آن تاريكى شب را خيره مينمود، و سه ديگرى «عشر» كه به دهم آغاز ميشدند.
سه ديگر را «بيض» كه همه شب با ماه روشن است سه ديگر را «درع» كه آغاز آنها تاريك است بمانند گوسفند سر سياه و تن سفيد، و اصل تشبيه آنها به زره است كه سر كسى كه پوشيده و رنگى جز باقى تن او دارد، سه ديگر را «ظلم» كه بيش آنها سياه است، سه ديگر را «حنادس» و نيز «دهم» چون سياهند، سه ديگر را «دآدى» نامند چون مانده از ماهند: و گفتند اين واژه از راه رفتن شتر است كه يك پا را جلو ميگذارد و يك پا را بدنبال آن مينهد شتابانه، سپس سه ديگر «محاق» است چون مهتاب و ماه بتاريكى فرو ميروند.
و باز هم تك شبهاى ماه را نامهاى تكى دادهاند و شب آخر را «سرار» ناميدند كه ماه در آن نهانست، و «فحمه» نيز كه روشنى ندارد، و «براء» براى آنكه خورشيد از آن بيزار است، و مانند آخر روز ماه كه آن را «نحيره» گويند زيرا ماه در آن نحر مىشود، و مانند شب ١٣ كه آن را «سواء» نامند، و شب ١٤ كه آن را «بدر» نامند چون مهتاب در آن پر مىشود و روشنيش كامل ميگردد، و بدر بمعنى كامل است چنانچه به ١٠ هزار درهم بدره گويند، زيرا آن شماره كامل است بوضع حسابگران نه بحسب طبع.