آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٢ - توضيح
باشد يعنى اوائل پائيز، تا مسافرت و انجام حج بر آنها آسان باشد، و در موسم خطيب حمد و ستايش خدا ميكرد و ميگفت: من يكماه باين سال شما افزودم و هر ٣ سال چنين كنم تا كار حج و سفر بر شما آسان گردد و با او موافقت ميكردند، و محرم را كبيسه ميكرد و نامش را بصفر ميداد، و نام صفر را بربيع الاول ميداد و همچنين تا آخر سال، و حج آينده در دهم محرم واقع ميشد كه نزد آنها ذيحجه بحساب مىآمد، زيرا چون صفر را محرم كرده بودند و آغاز ١٢ ماه سال محرم آينده ذيحجه ميشد و آخر سال، و در يك سال دو محرم بود يكى آغاز سال و يكى كبيسه در آخر و آن سال ١٣ ماه ميشد.
بنا بر اين ٣ سال پياپى حج در محرم بود و سپس بصفر مىافتاد و سه سال در آن ميماند و بهمين ترتيب در هر ماهى و در هر ٣٦ سال دوازده ماه كبيسه داشتند، و اين كبيسه مشهور زمان جاهليت است و گفتهاند در هر ٢٤ سال ١٢ ماه كبيسه داشتند و اين كبيسه مشهور جاهليت بوده گرچه نخست بمقصودشان نزديكتر است، خلاصه چون دو يا سه سال ميگذشت، خطيب آن را اعلام ميكرد و چون نسىء را در همه ماهها بنوبت ميفزودند، در سالى دو محرم داشتند و در سال ديگر دو صفر و چون در سالى ماه حرام مكرر ميشد، خطيب آن را اعلام ميكرد، و يكى از آن دو را بصلاح ديدشان حرام مينمود.
و چون در زمان پيغمبر سال دهم هجرت نوبت بذيحجه رسيد، پيغمبر حج را در آن انجام داد و فرمود: «هلا زمانه بروزگارى گرديد كه خدا آسمانها و زمين را آفريد» يعنى حج و نام ماهها بوضع نخست برگشت سپس فرموده خدا را خواند «راستى شماره ماهها نزد خدا ١٢ ماه است تا آخر آيه» (پايان) سال شمسى برگشت خورشيد است در گردش ساليانه خود بنقطه آغاز آن در مدت ٤/ ١ ٣٦٥ جز كسرى چنانچه در تذكره گفته است و آن كسر بعقيده بطلميوس ٣٠٠/ ١ روز است و بحسب ماههاى قمرى ١٢ ماه و ١١ روز جز هفت دقيقه و ١٢ ثانيه است، و اين ١٢ ماه قمرى وسطى را سال قمرى اصطلاحى گويند.