آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٦ - روايات
كمى و بيشى در هر دو است در يك زمان بحسب بلاد مختلفه شمالى و جنوبى از خط استواء خواه مسكون باشد و خواه نباشد زيرا تابستان بلاد شمالى زمستان جنوبيها است و بعكس و كم و بيش بودن شب و روز در يكوقت باشند ولى در دو مكان، و اگر جمله (و فرو برد ديگرى را در آن) نبود اين آگهى نميشد و همان فزودن و كاستن شب و روز را در دو زمان ميفهماند چنانچه ميان خاص و عام معروف است و معنا اينست كه فرو برد يكى را در ديگرى در حالى كه آن ديگر را هم در آن فرو ميبرد.
٢- اينكه جمله نخست را معنا اينست كه هر كدام فروشوندهاند در ديگر و ديگرى فروشده آن ديگر است و گرچه اين معنا از معناى اول فهميده شود ولى براى اهتمام و مبالغه بدان تصريح شده، زيرا شب و روز براى جهان لازمند و دو آيت و دليل بر يگانگى خداوندند و كمال قدرتش و از اين رو در قرآن بهمين تعبير مكرر بيان شدهاند.
٣- تكرار مشعر است باينكه اين امر مكرر و پياپى واقع مىشود.
٤- آنكه جمله يكم بخودى خود دلالت ندارد بر فرو شدن آن ديگر در آن بلكه فهم آن از اين راه است كه براى شب صاحبى جز روز نيست و براى روز صاحبى جز شب نيست و بنا بر اين ذكر جمله دوم تكرار محسوب نيست.
«بتقدير منه للعباد» يعنى خداوند آفرينش و تميز و فرو شدن را براى آن پديد آورده كه وسيله تغذيه بندهها باشند و وسيله پرورش آنها.
«و او را لباس نمود» اشاره است بقول خدا «و نموديم شب را لباس» ١٠- النبأ» و تفسيرش گذشت، زمخشرى گفته: يعنى نهان سازد شما را از ديدهها در گريز از دشمن، يا شبيخون بدو، يا امورى كه نخواهيد آشكار باشد، و معنى ديگر هم اينست كه در شب جامهاى از آسودگى و خواب بر تن شما پوشيده است چنانچه فرموده «پوشاند خدا بدو جامهاى از گرسنگى و ترس، ١١٢- النحل» و مقصود اينست كه برخى آسودگى شب را براى آنها نهاده و برخى ديگر را بايد در