آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧١ - روايات
افق مغرب است و نزديك بماه، خردتر ديده شود از آن در صورتى كه ميان آسمان يا در سمت مشرق است اينست سخن او.
من گويم اعتراض دارد، زيرا ممكن است طرف بگويد: اين تفاوت در صورتيست كه دائره ديد دائره نور را قطع كند، ولى روا است كه دائره ديد هميشه در درون آن باشد بطور موازى در صورتى كه اختر بالاى سر است و با خورشيد مقابل است يا ناموازى و مماس با آن چنانچه بسا در حال تربيع يا نامماس مانند صور ديگر و اين اعتراض جواب ندارد مگر ثابت شود كه دو دائره در سطح كوكب تقاطع مينمايند چنانچه در ماه و اثبات آن نشدنى است، و ممكن است تقرير اعتراض بوجه ديگر كه گفته شود نزديكى اختران بخورشيد دو قسم است، نزديكى نزديك كه سبب مىشود ديد اختر كوچك شود، و نزديكى اندكى كه موجب آن نيست و اولى تنها در صورتيست كه خورشيد تازه زير افق رفته و اختر بالاى افق است، و در اين صورت گرچه كوكب از نظر محل خردتر ديده شود، ولى تراكم بخار افق خردى آن را جبران ميكند و خردتر ديده نشود.
سپس آنچه در خاطر من مىآيد اينست كه دور نيست بگوئيم فرقى ميان ماه و اختران ديگر نيست و روشنى همه از خورشيد كسب مىشود، و جمعى از اساتيد حكماء بدين عقيدهاند و شيخ سهروردى هم موافق آنها است آنجا كه در هياكل گفته: خورشيد گردنكش است، سرور آسمانست، و روز ساز است، عجائب خيز بزرگ نمود، كه پرتو بهمه اجرام ميدهد و از آنها چيزى نميگيرد، اينست سخنش و شيخ عارف محيى الدين هم در فتوحات مكيه خود صريحاً همين را گفته و جمعى صوفيه هم موافق او هستند، خدا داناتر است بحقيقت هر چيز (پايان)[١].
[١] نزد هيئتدانان جديد هم روشنى سيارهها از خورشيد است كه مركز آنها است چنانچه در هر منظومه شمسيه چنين است، ولى نتوان گفت همه اختران ثابت و سيار از اين خورشيد روشنند، زيرا مخالف گفته متأخرين علماى هيئت و بلكه مخالف اخباريست كه دلالت بر وجود خورشيدهاى ديگر دارند، مگر اينكه مقصود جنس خورشيد باشد، ولى روشنى و حرارت هر خورشيدى از خود او است كه بوسيله تشعشع و شكستن ماده و تبدلش بقوه پديد مىشود و خرده خرده وزن و انرژى آن كم مىشود، و گفتهاند از خورشيد، هر ثانيه ٤ مليون تن كم مىشود( پاورقى ص ١٩٦).